آسیای مرکزی؛ محمل سیاست‌گذاری خارجی نگاه به شرق | پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی و تحقیقات راهبردی

شما اینجا هستید

آسیای مرکزی؛ محمل سیاست‌گذاری خارجی نگاه به شرق

 

طی یک قرن گذشته نخبگان سیاسی ایران از جمله پیش‌‌بینی‌‌پذیرترین تصمیم‌گیران سیاسی جهان بوده‌اند. پهلوی دوم منطق بازی بین‌‌المللی خود را بر قاعده هرم کمونیسم‌‌هراسی نهاده بود، بنابراین همه حرکات بازی وی در شطرنج جهانی قابل پیش‌‌بینی بود. هرچند که شوروی سابق هیچ اقدام خصمانه‌‌ای علیه پهلوی دوم انجام نداد و حتی در کودتای ۲۸ مرداد با گروگانگیری طلاهای ایران سقوط دولت دکتر مصدق را تسریع و از تداوم رژیم پهلوی حمایت نمود.

پس از پیروزی انقلاب بزرگ ملت ایران سیاست‌های خصمانه آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران و وجود دشمنی دامنه‌‌دار اسرائیل غاصب علیه جمهوری اسلامی ایران به یک واقعیت عینی و دامنه‌‌دار تبدیل گردید. تحریم‌های اولیه و ثانویه آمریکا یک واقعیت است، اما پیش‌‌بینی‌‌پذیری بازی نخبگان و تصمیم‌گیران سیاسی جمهوری اسلامی ایران می‌‌تواند یک تهدید علیه منافع حیاتی ایران اسلامی باشد. بنابراین تعویض قاعده و منطق بازی در رویارویی با یک قدرت جهانی یک ضرورت دفع تهدید است. تحول در سیاست خارجی نه شرقی نه غربی و استفاده از ابزارهای عملی شدن سیاست خارجی نگاه به شرق می‌تواند یکی از میدان‌های تغییر منطق بازی باشد. نمود تحول در سیاست خارجی جدید جمهوری اسلامی ایران تغییر نگاه به کشورهای آسیای مرکزی با انتقال پتانسیل حمایتی و سیاست‌گذاری از خاورمیانۀ عربی به آسیای مرکزی است. چون سرمایه‌‌گذاری همزمان در دو منطقۀ بزرگ با پیش‌‌فرض عبور از تهدید عملاً پرهزینه و فارغ از توانمندی‌های یک کشور میانه منطقه‌‌ای است.

 

خاورمیانۀ عربی در سیاست منطقهای جمهوری اسلامی ایران

خروج یک‌جانبۀ آمریکا از برجام و آغاز موج جدید تحریم‌های آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران که مکمل تحریم‌های اولیه و ثانویه پیشین است، بیانگر آغاز یک وضعیت جدید در سیاست منطقه‌‌ای و جهانی برای جمهوری اسلامی ایران است. به نظر می‌‌رسد وضعیت جدید در حوزه محیط منطقه‌‌ای و جهانی برای جمهوری اسلامی ایران، در میان چهار لایه ‌(وضعیت عادی-وضعیت تهدید-وضعیت بحران-وضعیت جنگ)،«وضعیت تهدید» باشد.

در وضعیت تهدیدی کنونی، جمهوری اسلامی ایران با روند تصاعدی هماهنگی کشورهای طرف معاملات تجاری با جمهوری اسلامی ایران با تحریم‌های آمریکا مواجه است. حتی عراق برخوردار از کمک‌های مختلف اقتصادی و نظامی جمهوری اسلامی ایران از روند پیوستن به تحریم‌های آمریکا برکنار نمانده است. هریک از دولت‌های دارای کرسی نمایندگی در سازمان ملل و دارای روابط رسمی با آمریکا از این قاعده برکنار نیست. این وضعیت در واقع سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با خاورمیانۀ عربی را با یک سؤال بزرگ مواجه می‌‌نماید که این منطقه به چه میزان از مطلوبیت برای سرمایه‌‌گذاری حیثیتی و امنیتی و اقتصادی و نظامی برای جمهوری اسلامی ایران برخوردار است؟ سؤال مهم دیگر که پاسخ به آن معطوف به مقالۀ حاضر است این است که سیاست‌گذاری بدیل و مطلوب برای جمهوری اسلامی ایران در منطقه چیست؟

 

منطقۀ خاورمیانۀ عربی دارای ویژگی‌های زیر است:

  • به‌دلیل قرارگیری کشورهای بزرگی چون عربستان و عراق، این منطقه مسألۀ بزرگ تاریخی و ژئوپلیتیکی‌ای برای ایران است. سال‌هاست جمهوری اسلامی ایران و عربستان در وضعیت جنگ نیابتی در منطقه هستند، عراق با جمهوری اسلامی ایران نیز طولانی‌‌ترین جنگ قرن ۲۰ را در پیشینه خود دارد و از پتانسیل تهدید ژئوپلیتیکی بالایی برخوردار است.
  • به‌دلیل هم‌پیوندی جغرافیایی با اسرائیل غاصب حوزه‌ای ستیزآفرین برای جمهوری اسلامی ایران است.
  • خاورمیانۀ عربی اصولاً حوزۀ نفوذ آمریکاست و منطقه‌‌ای برای برای رویارویی و بروز جنگ نیابتی بین جمهوری اسلامی ایران و آمریکاست.
  • ژئوپلیتیک این منطقه برای جمهوری اسلامی ایران اساسا یک ژئوپلیتیک پرهزینه است، این منطقه تاکنون بخش اعظم درآمد چندصد میلیاردی پول نفت ایران را بلعیده است، از جنگ طولانی 8 ساله عراق تا جنگ با افراط‌گرایی اسلامی در سوریه و عراق البته به همت و صلابت و حمایت جمهوری اسلامی ایران
  • منطقۀ خاورمیانۀ عربی اساساً یک سازه ژئوپلیتیکی نیست و امکان هم‌گرایی سیاسی و اقتصادی و نظامی در سطح منطقه‌‌ای و سیاست‌های جهانی برای آن متصور نیست.
  • خاورمیانۀ عربی یک سازۀ اسلامی نیست بلکه سازه‌‌ای برای رویارویی خونین قرائت‌های متفاوت از اسلام است.
  • خاورمیانۀ عربی از رشد تمدنی مطلوبی برخوردار نیست که امید به سرمایه‌‌گذاری را افزون نماید بلکه یک منطقۀ متوقف در وضعیت جامعه‌‌شناختی قومی-قبیله‌‌ای است و خشونت‌های خونین آن ماهیت عشیره‌ای قبیله‌‌ای دارد. این وضعیت جامعه‌‌شناختی هرگونه امکان سرمایه‌‌گذاری را با یأس مواجه می‌‌نماید.
  • ‌های این منطقه ضعیف و اغلب وابسته هستند، باستثناء عربستان که وابستگی خود را با احیاء خوی امپراتوری عربی پوشش داده است. همچنین دولت مدرن در این منطقه هنوز شکل نگرفته و ستیزه و شکاف بین دولت و جامعه قبیله‌‌ای ادامه دارد. بنابراین هیچ نهادی برای امکان گفتگو و یا طرف قرارداد برای سرمایه‌‌گذاری مادی و معنوی در این منطقه متصور نیست.
  • جوامع این منطقه عقب‌‌مانده و فاقد تشکیلات مدنی غیردولتی است، قبیله نیز کارکردهای حل مسئله خود را بخاطر رشد افراط‌گرایی اسلامی و غلبه اندیشه خلافت با ابزارهای غلبه مدرن از دست داده است.

در چنین شرایطی آیا می‌‌توان با تأکید بر آرمان‌های اخلاقی و یا ایدئولوژیک به هم‌گرایی با منطقۀ خاورمیانۀ عربی پرداخت و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را به رویارویی با انبوهی از مشکلات لاینحل ساختاری منطقه فرستاد؟

احتمالاً پیگیری مطالبات و منافع ملی و تأکید بر آرمان‌های ایدئولوژیک و اخلاقی از زاویه و منطقه جغرافیایی دیگر می‌‌تواند راه‌حلی جایگزین و البته موقت باشد.

در لایۀ «وضعیت عادی» هم‌گرایی با کشورهای ضعیف خاورمیانۀ عربی از مطلوبیت برخوردار است زیرا به توسعه نفوذ جمهوری اسلامی ایران در این منطقه مدد می‌‌رساند اما وقتی منطقه در وضعیت عادی نیست و در وضعیت «مرحله فوقانی تهدید» قرار گرفته، به نظر می‌‌رسد باید به سیاست‌های بدیل و مطلوب پرداخت؛ سیاستی که به حفظ کشور و نظام موضوع تهدید مدد رساند.

 

آسیای مرکزی و سیاست خارجی نگاه به شرق جمهوری اسلامی ایران

مفروض اصلی تحلیل حاضر این است که آسیای مرکز از پتانسیل مطلوبی برای پیگیری سیاست خارجی نگاه به شرق جمهوری اسلامی ایران برخوردار است و بنا به ویژگی‌های خاص این منطقه می‌‌تواند محمل کارکردی سیاست خارجی نگاه به شرق برای جمهوری اسلامی ایران باشد.

جمهوری اسلامی ایران را در وضعیت تهدید تصور نموده و این نظام مورد تهدید مخیر به انتخاب سیاست خارجی جدید است. طیفی از نخبگان سیاسی و مقامات عالی جمهوری اسلامی ایران تحول در «سیاست خارجی نه شرقی نه غربی» بر اساس وضعیت جدید منطقه‌‌ای و جهانی و «سیاست خارجی نگاه به شرق» را مطلوب می‌‌دانند. همسایگی جغرافیایی و تمدنی، تحولات جهانی و ظهور قدرت‌های جدید مانند چین و هند و برخی هم‌گرایی‌های منطقه‌‌ای بین روسیه و ایران موید وضعیت جدید است.

رهبر عالی جمهوری اسلامی ایران با معدودی از رهبران جهان دیدار نموده و پوتین رئیس‌جمهور روسیه از جمله این شخصیت‌های دیدارکننده با رهبر جمهوری اسلامی ایران است. ذکر این نکته برای تصویر اهمیت سیاست خارجی نگاه به شرق از دید نخبگان جمهوری اسلامی است.

در سیاست خارجی نگاه به شرق، چین و روسیه از اهمیتی بنیادین برخوردار هستند. اما از نظر جغرافیایی حد واسط جمهوری اسلامی ایران و این دو قدرت مطرح جهانی طیفی از کشورها قرار گرفته‌‌اند که در تقسیمات جهانی جدید به آسیای مرکزی نام‌‌گذاری گردیده‌‌اند. این کشورها بخشی از حوزه تمدنی ایران بزرگ هستند. حوزه تمدنی ایران بزرگ دارای سه ضلع است. یک ضلع آن در منطقۀ بین‌‌النهرین که پایتخت ایران دوران ساسانی در آنجا بوده (عراق فعلی و مجموعه آثار فرهنگی تیسفون)، ضلع دوم این حوزه تمدنی در منطقۀ آسیای مرکزی در کشورهای تاجیکستان و قرقیزستان و ضلع سوم این حوزه تمدنی در شمال شبه‌‌قاره هند و منطقه کشمیر حائل بین هند و پاکستان و افغانستان.

در سیاست نگاه به شرق بر اهمیت منطقه آسیای مرکزی به عنوان منطقه واسط بین جمهوری اسلامی ایران و دو قدرت بزرگ شرق شامل روسیه و چین تأکید می‌گردد.

 

منطقۀ آسیای میانه دارای ویژگی‌های حائز اهمیت زیر است:

  • آسیای مرکزی یک سازۀ ژئوپلیتیکی است و پتانسیل هم‌گرایی در سیاست‌های اقتصادی و فرهنگی و نظامی در حوزه منطقه‌‌ای و جهانی را داراست.
  • آسیای مرکزی حاشیه امنیتی روسیه و روزگاری بخشی از امپراتوری کشور شوراها بوده است و هم‌گرایی استراتژیک ایران و روسیه اهمیت این منطقه حائل را افزون می‌‌کند.
  • آسیای مرکزی به علت پیوند امنیتی با روسیه از نفوذ آمریکا در این منطقه مصون است و لذا منطقه رویارویی آمریکا و ایران نیست.
  • آسیای مرکزی بخشی از حوزه تمدنی ایران بزرگ است. گویش میلیون‌ها نفر از مردم منطقه به زبان سره فارسی و دین بخش اعظم مردم منطقه اسلام است.
  • در خلا نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه آسیای مرکزی، اسرائیل با دلایل فنی و انسان‌‌دوستانه در حال نفوذ و ایجاد مشروعیت برای رژیم صهیونیستی در منطقه است.
  • منطقه آسیای مرکزی در وضعیت هم فرصت و هم تهدید برای جمهوری اسلامی ایران است و گذار از این وضعیت و تبدیل این منطقه به فرصت برای ایران اسلامی یک ضرورت است.
  • کشورهای آسیای مرکزی از اعضای اصلی پیمان مهم شانگهای هستند. این پیمان بستر ظهور قدرت‌های جهانی جدید است و عضویت چین و روسیه در آن مبین اهمیت این پیمان است.

 

تجزیه تحلیل محیط تحقیق

هر مدل سیاست‌گذاری خارجی باید از «منطق درونی» و «انسجام ساختاری» و «قابلیت اجرایی» و رعایت قاعده «سود/زیان (Benefit/cost)» برخوردار باشد.

منطقۀ خاورمیانۀ عربی از مطلوبیت سرمایه‌‌گذاری میانی برخوردار است، یعنی جمهوری اسلامی ایران سیاست‌گذاری خود در این منطقه را باید به نحوی اجرایی نماید که این منطقه از وضعیت تهدید امنیتی به بحران امنیتی تبدیل نگردد. به علاوه تغییرات زیست‌‌محیطی، بحران آب، ریزگردها و مشکلات مرزی ناظر بر پایداری تهدید در این منطقه برای جمهوری اسلامی ایران است. تاکید بر سیاست‌گذاری هم‌گرایی فرهنگی در این منطقه که هزینه امنیتی و اقتصادی ایجاد ننماید برای جمهوری اسلامی ایران از مطلوبیت برخوردار است. بنابراین انتقال سرمایه‌‌گذاری اقتصادی و ایجاد پیوندهای امنیتی و نظامی با کشورهای آسیای مرکزی می‌تواند مورد توجه جمهوری اسلامی ایران باشد.

به نظر می‌‌رسد در وضعیت جدید جهانی برای عملی شدن سیاست خارجی نگاه به شرق ملاحظات مربوط به آسیای مرکزی باید مورد توجه سیاست‌گذاران و تصمیم‌سازان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد. میلیون‌ها نفر از مردمان این منطقه از شاخ زرین در بسفر و داردانل تا تاجیکستان تماماً فارس، به زبان سره فارسی سخن می‌‌گویند. این منطقه بخشی از ساختار تمدن تاریخی ایران کهن است و امپراتوری پارت‌ها دارای خاستگاه جغرافیایی و قومی منطقه آسیای میانه است. نکته دیگر پرآب بودن این منطقه و وجود رودخانه‌های پرآب در تاجیکستان است. این وضعیت طبیعی جاذبه مطلوبی برای رقبا و دشمنان منطقه‌‌ای جمهوری اسلامی ایران همچون اسرائیل غاصب و عربستان برای نفوذ در منطقه است. از سوی دیگر بخش اعظم ملت‌های این منطقه مسلمان و دارای اشتراک دینی با ایران اسلامی هستند. این منطقه نقطه حائل و اتصال ایران به روسیه و چین است و اهمیت ژئوپلیتیکی منطقه با سیاست خارجی نگاه به شرق برجسته می‌گردد.

نکته مهم دیگر عضویت کشورهای منطقه در پیمان شانگهای است. این پیمان نقطه عزیمت برای جهش کشورهای عضو به بازیگران مؤثر و قدرتمند جهانی است. جمهوری اسلامی ایران با سیاست نگاه به شرق می‌تواند ایران را به یک پایلوت موفق از مدل حکومت جمهوری اسلامی تبدیل نماید. رونق اقتصادی، تقلیل فساد و رانت، ایجاد اشتغال و توسعه صنعت کشاورزی و پتروشیمی و رضایت‌مندی جامعه و روابط حسنه حکومت و ملت می‌تواند مدلی موفق و قابل صدور از جمهوری اسلامی را به نمایش بگذارد.

 

نتیجهگیری و پیشنهاد

نتیجه‌‌گیری مهم گزارش راهبردی حاضر، تقویت سیاست خارجی نگاه به شرق با تأکید بر اهمیت کشورهای آسیای مرکزی است. نقطه عزیمت این سیاست نیز دیپلماسی فرهنگی و بهره‌‌گیری از پیوندهای تاریخی، ملی و دینی است. سپس تبادل استاد و دانشجو و احیا جاده ابریشم و توسعه مناسبات اقتصادی و امنیتی است.

 

پیشنهادها:

  • جمهوری اسلامی ایران پیگیرانه موانع عضویت در پیمان شانگهای را رفع نماید.
  • وزارت خارجه جمهوری اسلامی با تشکیل کارگروه ویژه موانع توسعه همکاری با کشورهای آسیای مرکز را بررسی و رفع کند.
  • با معاضدت وزارت فرهنگ و سازمان میراث فرهنگی، مناسبات فرهنگی و صنعت توریسم بین جمهوری اسلامی ایران و کشورهای آسیای مرکزی توسعه یابد.
  • با تدبیر اتاق بازرگانی و وزارتخانه‌‌های صنعت و اقتصاد، مناسبات اقتصادی بین طرفین گسترش یابد.
  • وزارت آموزش عالی تبادل استاد و دانشجو بین جمهوری اسلامی ایران و کشورهای آسیای مرکزی را سیاست‌گذاری و اجرا نماید.
  • گسترش همکاری‌های نظامی با کشورهای موصوف از تبادل استاد و دانشجو در دانشگاه‌های نظامی آغاز گردد. مثلاً افسران ارشد این کشورها در دورۀ دافوس ارتش جمهوری اسلامی ایران پذیرش گردند.

منبع تحلیل: مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری

کشورهای آسیای مرکزی شامل قزاقستان،قرقیزستان،ازبکستان،تاجیکستان و ترکمنستان است.

آسیای مرکزی؛ محمل سیاست‌گذاری خارجی نگاه به شرق

49