ابعاد پنهان جنگ تجاری آمریکا | پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی و تحقیقات راهبردی

شما اینجا هستید

ابعاد پنهان جنگ تجاری آمریکا

 

در یک جنگ تجاری، ارتکاب اولین اشتباه باعث بروز اشتباهات بعدی خواهد شد. اصلی‌ترین مثال آن نیز جنگ تعرفه‌ای رئیس‌جمهور آمریکاست.

 

جوزف جوف در یادداشتی که پایگاه اینترنتی «امریکن اینترست منتشر کرد»، نوشت: درحالی‌که قرار بود تصمیم ترامپ در اجرای تعرفه تنبیهی 25 درصدی بر فولاد باعث رونق تجارت داخلی شود و تجار مهاجم خارجی را نیز سرجای خود بنشاند، بیشترین آسیب را به [تجارت] داخلی وارد کرده است. اگرچه تولیدکنندگان فولاد در آمریکا در برابر رقبای کارآمد خود از حمایت [دولتی] برخوردار هستند، اما هزینه‌های این حمایت بر کل کشور تحمیل می‌شود.

مکانیسم این فرایند نیز کاملاً مشخص است. زمانی که تولیدکنندگان داخلی فولاد نظیر شرکت نوکور (Nucor) و شرکت فولاد ایالات متحده (U.S. Steel) بلافاصله قیمت را بالا بردند تا سود خود را افزایش دهند، هزاران شرکت مصرف‌کننده فولاد دچار خسارت شدند. نوکور گزارش داده است که این شرکت به دومین سود تاریخی خود دست یافته است و تعجبی ندارد که جان فریولا، مدیر عامل این شرکت، با خوشحالی گفته «تعرفه‌ها سودمند هستند.»

با این حال، این تعرفه‌ها تنها برای سهامداران و 140 هزار کارگر صنعت فولادسازی سودمند است. آسیب این تعرفه‌ها به 6.5 میلیون نفری وارد می‌شود که در تولیدات خود از فولاد استفاده می‌کنند و از جمله آنها می‌توان به صنایع خودروسازی، ماشین‌آلات ساختمانی و تجهیزات کشاورزی اشاره کرد. این آسیب همچنین می‌تواند سایر تولیدات از قوطی‌های سودا تا تیغ‌های خودتراش را نیز در بر گیرد. درحالی‌که نوکور سود بادآورده را جشن می‌گیرد، [شرکت خودرو سازی] فورد از کاهش سود خود به میزان پنجاه درصد خبر داده و جنرال موتورز نیز با اشاره به افزایش 33 درصدی قیمت فولاد، از کاهش سود خود ابراز نگرانی کرده است.

در گام بعدی، آمار مشاغل کاهش می‌یابد یا به خارج از آمریکا منتقل خواهد شد. تعرفه‌های گمرکی ناگزیر با اقدام متقابل مواجه خواهند شد و شرکت‌های آمریکایی برای اجتناب از آن‌ها، به ایجاد شعب فروشگاه‌های خود در خارج خواهند پرداخت.

به‌عنوان مثال، شرکت هارلی- دیویدسون که با تعرفه‌های متقابل اتحادیه اروپا مواجه است، می‌خواهد که تولید موتورسیکلت «هاگز» را که به مقصد اروپا صادر می‌شود، به تایلند منتقل کند. در این صورت، تعرفه‌های دو رقمی بروکسل بر موتور سیکلت‌های ساخت آمریکا، مشمول این موتورها نخواهد شد. انتقال تولید به آسیا برای شرکت هارلی کاملاً منطقی است، اما برای کارگران این شرکت در راست بلت (Rust Belt) که در سال 2016 به ترامپ رأی دادند، ضربه‌ای مرگبار خواهد بود. اگرچه رئیس‌جمهور [آمریکا] فکر می‌کند که «واقعا زرنگ» است، اما نیمۀ دوم دوره وی احتمالاً حکمی دیگر خواهد داشت.

شرکت‌های آسیب‌دیده از تعرفه فولاد می‌توانند خواستار لغو این تعرفه‌ها شوند، همچنانکه تاکنون تقریباً 20 هزار درخواست معافیت به [وزارت] بازرگانی ارسال شده است، اما شرکت فولاد ایالات متحده، نوکور و دیگران، نحوه استفاده از اهرم قدرت سیاسی را می‌دانند. آنها دولت ترامپ را تحت فشار گذاشته‌اند تا این تعرفه‌ها را لغو نکند. این شرکت‌ها که به سود هنگفتی داست یافته‌اند، می‌خواهند که این سود بادآورده را دائمی سازند و برایشان هم مهم نیست که در قبال آن، 6.5 میلیون کارگر در فقر فرو می‌روند.

قرار بود که تعرفه‌های حمایتی موجب رفاه کل کشور شود، اما این تعرفه‌های تجاری تنها جیب گروه‌های ثروتمند را پر می‌کند و به کشور آسیب می‌زند. این تعرفه‌های گمرکی همانند مالیات عمل می‌کند، باعث افزایش قیمت کالاهای وارداتی می‌شود و درآمد ده‌ها میلیون نفر از مصرف‌کنندگان را کاهش می‌دهد. این موضوع برای کشور مضر و تنها به سود کسانی است که دولت را طبق منافع خویش هدایت می‌کنند.

اما اشتباهات در اینجا خاتمه نمی‌یابد. ترامپ برای کمک به تولیدکنندگان گوشت خوک و سویا که در معرض تعرفه‌های متقابل چین هستند، 12 میلیارد دلار اختصاص داده است – کمک به تولیدکنندگان کارآمد آمریکا که قبل از تعرفه‌های تلافی جویانه پکن، عملکرد خوبی داشتند. به‌طور طبیعی، فریاد بسیاری از صنایع دیگر نیز برای دریافت غرامت و کمک بالا خواهد رفت و بر همین اساس نیز اتاق بازرگانی آمریکا هشداد داده است که این بسته کمکی احتمالاً تا 40 میلیارد دلار افزایش یابد. همان‌طورکه در [فیلم] مشهور «فارست گامپ» اشاره شده: «حماقت کار احمق است.»

این کار بیهوده باید از بعد کلان نیز بررسی شود. دولت ترامپ ظاهراً با هدف رونق تجارت داخلی، به جنگ تجاری مبادرت کرده است. از سال 1975 [آمریکا] مازاد تجاری نداشته است. به لحاظ تئوریک، هنگامی که رئیس‌جمهور تعرفه‌های تنبیهی علیه اروپا و چین اعمال کرد، این شکاف تجاری باید کمتر می‌شد، اما اکنون می‌بینیم که در ماه ژوئن، کسری تجاری [آمریکا] به میزان چشمگیر 7.3 درصد افزایش یافته است.

اقتصاددانان چندان متعجب نشده‌اند. همه آنها گفته بودند که موانع تعرفه‌ای اوضاع را بهبود نخواهد داد و چیزی که تحول ایجاد می‌کند عوامل کلان - اقتصادی است. کسری هنگامی بیشتر می‌شود که مصرف یک کشور از تولید آن بیشتر باشد یا دولت بیش از درآمد خود خرج کند – که در مورد آمریکا دقیقاً صدق می‌کند. به‌طور منطقی، کسری تولید باید با واردات جبران شود.

همچنین، واقعیت‌های اخیر را هم باید به این استدلال‌ها افزود از جمله، رونق اقتصادی با نرخ رشد 4.1 درصد، دلار قدرتمند و کسری فراموش‌نشدنی دولت مرکزی به رهبری ترامپ؛ به‌طوری که این کسری در سال مالی 2016، 585 میلیارد دلار و در سال مالی 2018، 833 میلیارد دلار بوده است. هر چقدر که رشد اقتصادی یک کشور بیشتر باشد، واردات آن نیز بیشتر خواهد بود؛ این معیار در مورد هزینه‌های بی‌حساب و کتاب دولت نیز صادق است. هر دو مورد باعث افزایش قدرت خرید مصرف‌کنندگان می‌شود. در نهایت، افزایش ارزش دلار نیز به افزایش واردات دامن می‌زند، زیرا کالاهای خارجی نسبتاً ارزان می‌شوند. این‌ها مطالب پیچیده فن‌آوری موشکی نیست، بلکه اصول ساده اقتصاد در کتاب «علم اقتصاد 101» است.

همچنین، کتاب «علم اقتصاد 101» به ما می‌آموزد که در یک جنگ تجاری همه طرفین بازنده خواهند بود. همان‌طورکه این اشتباهات زنجیره‌ای نشان می‌دهد، مصرف‌کنندگان و کارگران آمریکایی یقیناً برنده نخواهند بود. مشاهده افزایش قیمت خودرو، یخچال، ماشین لباس‌شویی و ماشین چمن‌زنی چه فایده‌ای برای مصرف‌کنندگان و کارگران آمریکایی و همچنین برای فعالان صنایع صادراتی خواهد داشت؟ عدم پذیرش منطق اقتصاد و ضربه‌زدن به رأی‌دهندگان با شعار «باز گرداندن عظمت آمریکا»، مستلزم «طبعی غیرقابل تغییر» است که چهل و پنجمین رئیس‌جمهور آمریکا از آن برخوردار است.

منبع تحلیل: شورای راهبردی روابط خارجی

ابعاد پنهان جنگ تجاری آمریکا

49