بيانيه پاياني همايش نقش دانشگاه‌ها و حوزه‌ها در تحول هندسه قدرت جهانی | پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه عالی دفاع ملی

شما اینجا هستید

بسم الله الرحمن الرحيم
بيانيه پاياني همايش :
انقلاب اسلامي مهمترين نقطه عطف تاريخي و مبداء ايجاد بزرگترين تحول در جهان جديد است، ملت بزرگ و فرهيخته و مسلمان ايران در يك ميدان وسيع و در مقابله ي با جبهه ي استكبار جهاني قرار گرفته است. اگرچه نظام سلطه با ابزار پول، قدرت نظامي و علم تلاش دارد تا كنترل نظام جهاني را عهده دار شود، اما مشكل بزرگ او خلاء فكري و خلاء انديشه ي راهنماي پيشرفت و رشد و توسعه اي است كه به بشريت ارايه مي¬دهد، به همين دليل جهان در شرايط حساس و در حال گذار از يك پيچ تاريخي بسيار مهم است و اوضاع جهان در حال تبديل به يك شكل نوين و هندسه جديد حيات و قدرت است. ما شركت كنندگان در اولين همايش ملي «نقش راهبردي دانشگاهها و حوزه هاي علميه در تحول هندسه قدرت جهاني» از دانشگاهها و حوزه هاي علميه سراسر كشور به نداي حق طلبانه و عدالت خواهانه رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي حضرت امام خامنه اي (مدظله العالي) لبيك گفته و مي دانيم در راه صعب، بزرگ و پرچالشي گام نهاده ايم و در آغاز آن هستيم و براين باوريم كه اعتقاد به وعده صدق پروردگار، تجربه پيروز و عيني قريب به 34 ساله جمهوري اسلامي در ساخت مستحكم نظري و عملي نظام مردم سالاري ديني به عنوان نظام الگو و الهام بخش و تفكر غالب در مصاف با انديشه و عمل و هويت دنياي استكبار، وجود عزم و اراده ي جمع گسترده اي از انديشمندان در حوزه و دانشگاه براي توفيق ملت و كشور ايران در اين برهه بسيار مهم و حساس تاريخي در نقش آفريني در هندسه قدرت آينده جهان، و نيز رهنمودها و تبيين حكيمانه ي رهبر معظم انقلاب اسلامي «مدظله العالي» از تحول هندسه قدرت جهان، سرمايه هاي پيش روي ماست كه جانها و دلها را آكنده از ايمان و انگيزه و اميد براي اين هدف مقدس كرده است. با اين نگاه و در اين مسير با تكيه بر آموزههاي حياتبخش اسلام ناب محمدي(ص) و ارزيابي نشانه‌هاي ظهور قدرتهاي بلامنازع مردم در جهان و شناخت علائم افول و فروپاشي قدرت بازيگران مستكبر جهاني، بيانيه پاياني همايش ملي «نقش راهبردي دانشگاهها و حوزههاي علميه در تحول هندسه قدرت جهاني» نكات راهبردي زير را به اطلاع ملت شهيد پرور، آزاده و مسلمان ايران و انديشمندان فرهيخته و آزاده جهاني مي رسانيم.
1- شناخت درون زاي مباني معرفتي انديشه اسلامي – ايراني پيشرفت و هستي شناسي و نقد متفكرانة فلسفه قدرت در غرب و هندسة قدرت در جهان معاصر انكارناپذير است. زيرا جبهه ي سلطه با انديشه پردازي، مفهوم و گفتمان سازي دروغين، سازمان يافته و بكارگيري انحصار رسانه‌اي در تلاش است «باطل خود را حق» «ظلم خود را عدالت» و «استبداد و استثمار خود را دمكراسي» و روابط غيرانساني و تبعيض‌آميز براي طبقه‌بندي شهروندان درجه 1 و 2 و 3 در كشورهاي مختلف جهان را، تحت عنوان حقوق بشر ترويج ‌نمايد و منافع غرب را به نام قوانين بين‌الملل قرار دهد و سيستم و ابعاد قدرت و ساختار معيوب آن را مديريت كند. ما اعتقاد راسخ داريم كه با بهره‌گيري از آموزه‌هاي اديان الهي و به ويژه اسلام ناب محمدي (ص) مي‌توانيم الگويي راستين و صادقانه براي بهبود زندگي بشر ارائه نمائيم و با توليد انديشه‌هاي نوين و حكمت بنيانِ اسلامي، ترقي و تمدن سازي برپايه توحيد، معنويت، اخلاق، عدالت، مشروعيت و مقبوليت جهاني را پايه‌ريزي كنيم. بنابراين داشتن مباني انديشه اي منسجم والهي و رشد و توسعه چندجانبه انساني با رويكرد به بيداري اسلامي و نفي سلطه جهاني مي‌تواند يكي از رويكردهاي تحول آيندة هندسه قدرت در جهان باشد.
2- درك اين مفهوم بنيادين درجهان بر همگان آشكار شده كه همة ملت‌ها با اهتمام به مشخصات هويتي خويش از هندسه¬ي روابط كنوني در جوامع غربي و در سطح بين‌الملل خسته شده‌اند و بحمدالله نشانه‌هاي ناپايداري هندسه قدرت در جهان آشكار شده است. وظيفة دانشمندان و متفكران و فيلسوفان و انديشه ورزان و اصحاب رسانه در جوامع مسلمان و مستقل جهان است كه نظام قدرت ناعادلانه سلطه غرب بر جهان معاصر را به چالش كشيده و با بصيرت آينده¬نگارانه و پرهيز از غفلت و عبرت از تاريخ گذشته و توجه به علائم تحولات آينده كوشش نمايند تا مباني معرفتي و اهداف بيداري اسلامي و مقاومت و آگاهي جهاني را تئوري پردازي نموده و آن راانديشه و گفتمان مسلط در جهان سازند تا از اين طريق معادلة تبعيض آميز و غير انساني جهان را به تعادل و توازن مبتني بر حكمت اسلامي و انساني متحول سازند.
3- نهادهاي بين‌المللي موجود از جمله سازمان ملل يكي از عوامل اساسي در ساختار معيوب هندسه قدرت جهاني هستند. سلطه ورزان و جنگ افروزان جهان معاصر در جنگ‌هاي اول و دوم جهاني با همان دست‌ها و سرپنجه‌هاي خونين، خود را مدعي العموم مديريت جهان انگاشته¬اند و اختيار حق وتو را به خود اختصاص داده¬اند. اين وضعيت معيوب و نامعقول و پُر زيان، براي زندگيِ آزادانه بشر قابل ادامه نيست. علاج اين ساختار و مديريت سلطه محور، خودباوري، اعتماد به نفس مسلمانان و آزادگان جهان به ويژه نخبگان انديشه اي و مديريتي و گسترش همكاري‌ها بين كشورهاي مستقل و داراي ظرفيت مؤثر براي تغيير شرايط كنوني به منظور دست يابي به تحول و نيز رسيدن به شرائط مطلوب كه ساختاري عادلانه توأم با عدالت، آزادي، صلح و برابري و معنويت براي همة انسانها درهمه¬ي جوامع است، ميباشد و تحقق اين مهم نيازمند تلاش خستگي ناپذير و اهتمام نخبگان جوامع و مسلمانان بيدار و آزادگان جهان است.ما شركت‌كنندگان در اين همايش اعتقاد راسخ داريم كه اين سازوكار غلط بايد تغيير بنيادين يابد و همه انسانها در همه جغرافياي جهان با هر رنگ و نژاد و قبيله و زبان و فرهنگ و آداب و سنن مذهب از حقوق يكسان در همه ي عرصه هاي حيات تمدني خويش بهره‌مند گردند.
4- منطقه آسياي جنوب غربي شمال آفريقا و شرق مديترانه كه محل ظهور همه ي انبياء و اديان توحيدي و الهي است در طي قرن‌هاي گذشته تاكنون و در دوران نظام دوقطبي حاكم بر جهان و پارادايم حاكم بر جنگ سرد مورد هجمه، تفرقه افكني، زورگويي و جنگ افروزي زورگويان جهانيقرار گرفته و زائدة خطرناك و مهلك ايجاد رژيم صهيونيستي در بين كشورهاي منطقه ارمغان اين شيوه مديريت جهاني بوده كه حاصل آن عقب ماندگي جوامع ثروتمند اسلامي و آوارگي ملت‌ مسلمان فلسطين شده است. در هندسه جديد ژئوپليتيكي دوره ي گذار، سرمايه اجتماعي در برابر قدرت ابزاري جهان غرب قرار گرفته است و رويارويي هندسه جديد ژئوپليتيكي تحت عنوان (ژئوپليتيك مقاومت) با ژئوپليتيك سلطه از طريق مقاومت هاي متنوع و فراگيري كه در برابر نظام سلطه شكل گرفته نشان مي دهد كه كاربرد قدرت ابزاري آمريكا در مديريت امنيت جهاني ماهيت پوشالي دارد.
5- پيدايش انقلاب شكوهمند اسلامي ملت بزرگو مسلمان ايران كه موج نويني در بيداري اسلامي و مقاومت و استكبار ستيزي جهاني و استبداد زدائي داخلي را ايجاد نمود الگوي ارزشمندي را براي زيستن عزتمند به مردم منطقه و جهان ارائه نمود. ما تكليف تاريخي، ملّي و اسلامي خويش مي‌دانيم كه در جهت تئوريزه كردن مباني معرفتي و پيشرفت و موج بيداري اسلامي و همچنين گسترش و تثبيت آن بكوشيم و اين وعدة تخلف ناپذير الهي را كه با تغيير و تحول و خودآگاهي ملت‌هاراه نجات از چنگال بي‌رحمِ ستمگران و مستكبران جهاني را نويد مي‌دهد محقق سازيم تا موج سوم بيداري اسلامي در جهان پايه ريزي شود و از اين رهگذر هندسه قدرت زورگويانه جهاني فروپاشيده و نظمي نوين، عادلانه، اسلامي مبتني بر فطرت انساني، حق گرائي و خداباوري انسان‌هاي آزاده در جهان بنا گردد.
6- يكي از نشانه‌هاي بسيار مهم تحول در جهان، افول وجهة امريكاست. امريكا به عنوان قدرت اول ثروت، علم و فناوري نظامي دنيا چندين دهه با وجهه ي ساختگي ظاهري بر جهان مسلط شد و همين وجهه موجب گسترش نفوذ آن در جهان گرديد. امروز در پرتو يك جانبه گرايي و زياده خواهي سران امريكا در جهان و هژموني بي‌اعتنا به خواسته ملت امريكا و ساير ملل جهان موجب افول و از بين رفتن كامل اين وجهة جهاني شده است. دولت امريكا هم اكنون در هيچ كشوري و ميان هيچ ملتي، وجهة عمومي ندارد و اين از نتايج تفكرات الهي و بصيرت آن دُردانة يگانة زمانة ما حضرت امام خميني (ره) است كه امريكارا شيطان بزرگ ناميد.
7- گفتمان رهبر كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (رحمت الله عليه) و تئوريزه كردن مكتب فكري بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي و موج بيداري ملت مسلمان ايران و هدايت هاي الهي رهبر فرزانه انقلاب اسلامي حضرت آيت‌الله امام خامنه‌اي (مدظله العالي) پشتوانه بزرگ و مستحكم و مباني انديشة خداجويانه‌اي براي مبارزه در برابر طاغوت‌هاي زمانه و قدرت‌هاي جهاني به عنوان چراغي پرفروغ نورافشاني مي كند و ما دانشگاهيان و حوزويان به عنوان يك وظيفه خطير اسلامي –انقلابي تعهد مي‌كنيم كه اين مكتب فكري جهان شمول را در جوامع اسلامي نهادينه سازيم تا گفتمان سازي براساس انديشه‌هاي اين مكتب فكري برگرفته از اسلام ناب گفتمان مسلط بين جوامع و قدرت جهاني گردد. از اين طريق است كه تحول در قدرت فكري انساني مبني بر توحيد و معنويت و عدالت موجب فروپاشي نظام فكري و انديشه كنوني قدرت درجهان غرب و ارمغان با ارزشي به جهان انسانيت براي زندگي توأم با سعادت خواهد بود.
8- ما شركت كنندگان در اين همايش تلاش جمعي و كوشش برنامه ريزي شده اي را سازمان خواهيم داد كه با توليد علم نافع و هوشمندسازي در اولويت‌هاي علمي و تهيه نقشه‌هاي علمي عزت بخش با همكاري آزادگان و عالمان خداجوي جهاني تلاش بي‌وقفه‌اي را آغاز نمائيم تا علم و فناوري را عامل اصلي توليد ثروت نموده و سهم دانش، تجربه و نوآوري را با همراهي نسل جوان و فرهيخته جوامع خويش در تركيب توليد ثروت ملّي افزايش دهيم و نظام سلطه علمي يك طرفه جهاني را به نظامي عادلانه، شبكه‌اي و چند سويه در توليد و بهره برداري علم و فناوري جهاني مبدل سازيم.
9- اميد آنكه همكاري و وحدت حوزه و دانشگاه در باز مهندسي در اين دوره بر محور تحول در علوم انساني اسلامي شكل خواهد گرفت و از نتايج آن توليدعلم بومي، انتقال دانش و انتشار آن، شكستن مرزهاي دانش و توليد دانش نو براي آموزش افراد و تربيت نيروهاي مهذب و متخصص، كادرسازي متناسب با نيازمندي‌هاي بخش‌هاي مختلف و جامعه پذير كردن افراد از طريق نهادينه سازي امور فرهنگي و همچنين تفكر حكمت بنيان اسلامي و مفاهيم وحي و معرفي الگوي تمدن فرهنگي اصيلو الهي از وظايف اصلي و غيرقابل انكار عالمان ديني و استادان فرهيخته و متعهد دانشگاهي در جوامع اسلامي در بين ساير ملل آزاديخواه و سلطه ستيز جهاني است كه بايد مورد توجه و اهتمام جدي واقع بشود.
10-راهبردهاي تحول در هندسه قدرت جهانيدر ابعاد علمي، فرهنگي، اجتماعي، سياسي از قبيل ترويج فرهنگ نقد و آزادانديشي، حفظ كرامت انساني، دوري از تعصب‌هاي قومي و طبقه‌اي و تاريخي و جغرافيايي و تأكيد بر توليد علم و نهضت نرم افزاري و انعقاد پيمان هاي راهبرديبين جوامع مسلمان مستقل و ظلم ستيز جهاني جهت تكميل توانمندي‌هاي آنان در سرتاسر جهان است. تمدن سازي مبتني بر معرفت اسلامي و الهي وانساني جديد در جهان بايستي هدف قرار گيرد تا تحول و دگرگوني در هندسه قدرت يك جانبه و ثروت اندوز و استثمار كننده جوامع و انسانها و كشورهاي جهاني ايجاد شود.
11-شناخت واقعي علم و درك و فهم دروني براي شناخت علمي پديده¬هاي مختلف زندگي، فهم صحيح نسبت به مباني و معرفت درون زاي پيشرفت و نيزهندسه قدرت جهاني است كه با نفي تقليد و نقل كوركورانه انديشه‌هاي غربي در عين بهره‌گيري از تجارب ارزشمند جهان و افزايش توان فكري، فرهنگي وعلمي جوامع مسلمان و آزاده جهان در همه جغرافياي جهاني براساس منابع حيات بخش وحي و پيوستگي عقل و علم و نقل در هندسه معرفت ديني متفكران نظام آيندة معرفتي در جهان كه ظرفيت تأثيرگذاري بر هندسه قدرت جهاني آينده را براساس جهاني بودن، جامعيت و جاودانه بودن دين مبين اسلام دارد با بهره گيري از توانايي علمي، فرهنگي و توانايي دعوت و گفتمان سازي، قدرت اغنايي را در چارچوب قدرت نرم فرهنگي با هدف بازتوليد تمدن و فرهنگ اسلامي از مأموريت‌هاي تشكيك ناپذير دانشگاهها و حوزه‌هاي علمي و همه انديشمندان جهان اسلام ميباشد.
12-ما شركت كنندگان در همايش راهبردي تحول در هندسة قدرت جهاني براين باور اصيل اصرار مي‌ورزيم كه مؤلفة اصلي قدرت در جهان، فرهنگ، اعتقادات، ارزشها و باورهاي اسلامي و انساني و معنوي است كه در قالب قدرت نرم تجلي مي‌يابد و با بهره‌گيري هوشمندانه از آنها و تهاجم بي وقفه به نظام ارزشي حاكم بر قدرت جهاني با شناخت و نقد سازمان يافته بنيانهاي فكري ليبرال دموكراسي غربي كه زيرساختهاي سلطه و سركوب جهاني را براي دولتهاي غربي ايجاد كرده، ضرورت¬هاي مقابله با چنين رويكردي را از طريق تحرك اجتماعي، برسازي معنايي و هويت مقاومت فراهم مي سازد. بيداري اسلامي زيرساختهاي هندسه جديد قدرت را فراهم مي آورد. اين امر با خلق نظريه‌ها و تئوري‌هاي متناسب با نياز جامعه جهاني باتكيه بر تفكر متعالي و الهي و انساني منبعث از مكتب وحي و آموزه‌هاي اسلام ناب محمدي (ص)، بنيانها و مكاتب و فلسفه فكري جديد و جذابي به جهانيان معرفي می‌نماید و اين وظيفه اولي عالمان ديني و انديشمندان دانشگاهي است تا نقش ارزنده‌‌اي كه از آنان مورد انتظار است در شكل دهي به نظام معرفتي قدرت مسالمت آميز با مردم‌سالاري دینی و اسلامی و مشاركت جو و حق طلبي خدا خواهي آينده به جهان تشنه حقيقت معرفي گردد و با جريان سازي رسانه اي مستقل، تأثير امپراطوري رسانه‌اي غرب را خنثي سازند.
13-كشورهاي مسلمان و مستقل جهاني با خودباوري و گسترش همكاري ها و همفكري بين ملت ها و دولت هاي مستقل به ويژه فرهيختگان و روشنفكران اجتماعي خود مي‌توانند سرعت تغيير و تحول در جابجايي قدرت جهاني را راهبرد مشترك خويش سازند و هندسه ي قدرت جهاني را براساس حكمت اسلامي طراحي كنند و پاسخ به نيازهاي مختلف جوامع در سبك زندگي را از چشمة زلال اسلام استنباط نموده و در حوزه عمل كاربردي نمايند و به همگرائي و همكاري در ارتقاء جايگاه مسلمانان و آزادگان جهان در ژئوپلتيك قدرت جهاني اهتمام ورزند.

14- از آنجايي كه روند بيداري اسلامي و مقاومت در برابر نظام سلطه تداوم خواهد داشت، از اين رو شركت كنندگان در همایش بر ضرورت ايجاد سازوكارهاي دايمي براي توليد ادبيات و مهندسي فرآيند موجود نظام جهاني تأكيد دارند. بيست و ششم آذرماه سال 1391

بيانيه پاياني همايش نقش دانشگاه‌ها و حوزه‌ها در تحول هندسه قدرت جهانی

49