ترامپ و تاکتیک «سردرگم سازی در تصمیم گیری» | پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی و تحقیقات راهبردی

شما اینجا هستید

هر چه زمان به 22 اردیبهشت نزدیک تر می شود، رنگ و بوی سیاست های اروپایی ها و آمریکایی ها روشن تر می شود. در حالی که اروپا تلاش می کند این موضوع را مخابره کند که به دنبال حفظ توافق هسته ای ایران است، از آمریکا صداهای متناقضی به گوش می رسد. از یک طرف رئیس جمهور این کشور به طور متناوب صحبت از خروج از برجام می کند، از طرفی وزرای کابینه او بر خلاف سخنان او حرف می زنند. در این بین، اروپایی ها نیز تلاش می کنند اینگونه وانمود کنند که در حال کوشش برای مجاب کردن آمریکا برای ماندن در برجام هستند. در عین حال به ایران نیز فشار وارد می کنند که سیاست های منطقه ای و موشکی اش را تغییر دهد.

 

سیاست دوجانبه اروپا در قبال ایران و آمریکا

اروپایی ها در شرایط فعلی به رهبری فرانسه، انگلیس و آلمان تلاش می کنند به جامعه بین المللی اینگونه وانمود کنند که پیش قراول فشارها بر آمریکا برای متقاعد کردن این کشور برای ماندن در برجام هستند و هرچه به تاریخ 22 اردیبهشت نزدیکتر می شویم، تماس های اروپایی ها با آمریکا نیز بیشتر می شود. تصور اروپا از ابطال برجام این است که زلزله ای بزرگ در سطح منطقه ای صورت می گیرد که پتانسیل آشوب در آن وجود دارد. برداشت اروپایی ها این است که ایران بدون هیچ قید و محدودیتی فعالیت های هسته ای خود را از سر می گیرد و قابلیت بازگشت پذیری فن آوری هسته ای خود را فعال می کند و به سمت ساخت سلاح هسته ای حرکت خواهد کرد. اروپایی ها اینگونه ارزیابی می کنند که این موضوع سبب رقابت تسلیحاتی بین کشورهای غرب آسیا می شود و با توجه به حساسیت این منطقه به دلیل بحران خیز بودن، موضوع اسرائیل و رویکردهای تجدیدنظرطلبانه نسبت به غرب در این منطقه، رقابت تسلیحاتی هسته ای منجر به وخامت اوضاع بین المللی و تهدیدی علیه صلح و امنیت بین المللی می شود. بنابراین تکلیف اروپا با برجام مشخص است. اما نتیجه لزوما مطلوب اروپا نخواهد بود. چرا که اینک از یک سو نقش تعیین کننده مطالبات غیر هسته ای اروپا و آمریکا به عنوان شرط بقای برجام، پررنگ شده است و نه اروپا و نه امریکا حاضر به عقب نشینی از آن نیستند، و از دیگر سو ایران متقاعد نخواهد شد که بر سر توان موشکی خود با اروپایی ها وارد معامله شود.

نتیجه:

نتیجه ای که تاکنون به دست آمده فضایی از ابهام است. آخرین مورد این ابهام به ملاقات بین امانوئل مکرون و دونالد ترامپ، بر می گردد که رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد که در جریان سفر سه روزۀ امانوئل مکرون به این کشور، نظر رئیس جمهوری فرانسه را نسبت به ایران تغییر داده است. ترامپ گفته که هم اکنون نگاه مکرون به ایران «بسیار متفاوت از قبل از ورودش به کاخ سفید است. او نظر من دربارۀ ایران را درک می‌کند.» اینکه نگاه مکرون متفاوت از قبل از ورودش به کاخ سفید شده است، نشان می دهد که اروپا دست کم در مسائل غیر هسته ای با آمریکایی ها کاملا مشترک است. بازی اروپا بر سر برجام نیست، از نظر اروپا برجام تنها یک ابزار برای فشار آوردن به ایران است.

بنابراین اروپا تلاش می کند ایران را متقاعد کند تا فعالیت های موشکی خود را محدود کرده و به دنبال گفت و گو در منطقه باشد. سفر مقامات اروپایی به آمریکا یا برگزاری کنفرانس های مطبوعاتی مشترک یک نتیجه و خروجی داشته و آن این بوده که اروپا از برجام دفاع می کند در حالی که نسبت به فعالیت های منطقه ای و موشکی ایران نگاه همراه با آمریکا را دارد.

اروپایی ها با تهدید ایران در خصوص تحمیل تحریم های جدید غیر هسته ای و مرتبط با مسائل دیگرتلاش می کنند فشار ها بر ایران را مضاعف کرده و فرآیند امتیازگیری از ایران را ادامه دهند. ذهنیت اروپایی ها این است که همان منطق برد – برد که در مسائل هسته ای پیش کشیده شده بود را به مسائل غیرهسته ای نیز تسری دهند و به واسطه همین تسری برجام را حفظ کنند.

 

تصور ناهمگون آمریکایی ها نسبت به برجام

در سوی دیگر ماجرا ، آمریکایی ها قرار دارند. تصور آمریکایی ها نیز نسبت به برجام با هم یکنواخت نیست. ادراک نخبگان امنیتی این کشور این است که برجام بهترین روش کنترل ایران است و نیازی به ابطال این توافق نیست. این در حالی است که دونالد ترامپ اصرار دارد که این توافق، فاجعه آمیز است و بدترین توافق تاریخ است، ترامپ می گوید با عدم تمدید لغو تحریم های ایران در 12 ماه می یعنی 22 اردیبهشت، آمریکا به صورت یکجانبه از توافق هسته ای با ایران خارج خواهد شد.

تصور ترامپ را می توان در ادبیات او مشاهده کرد. دونالد ترامپ مشکل اصلی آمریکا در منطقه را ایران معرفی می کند. بخشی از این موضوع به این بر می گردد که ترامپ به دنبال توجیه حمایت های مالی اعراب است، اما بخش عمده این موضوع به دلیل ارزیابی استراتژیست های نزدیک ترامپ از ایران به عنوان نیروی محرکی برای بیرون راندن آمریکا از منطقه است. در همین خصوص می توان به مصاحبه مشترکی که ترامپ با مکرون داشته است اشاره کرد. ترامپ اخیرا گفته است «در حال حاضر مشکل واقعی آمریکا، کشور ایران است و دولت قبلی در واشنگتن توافق فاجعه باری را با تهران امضا کرده است.» یکی از مهمترین مسائل موجود در ذهن ترامپ این است که چگونه ایران برای ناوگان جنگی آمریکا در خلیج فارس دردسر ایجاد می کند. قبل از انتخاب به عنوان رئیس جمهور نیز بارها گفته بود که نیروهای ایران آمریکایی ها را در منطقه تحقیر می کنند و ضروری است که آمریکا مانع از چنین اقدامات تحقیر کننده ای از ناحیه ایران بشود. سوای از تلاش برای بازیابی فضای قبل از تحقیر، ترامپ شدیدا تحت تاثیر دو عنصر اساسی فضای ایجاد امنیت برای صهیونیست ها و دریافت پول از عربستان نیز است.

نتیجه:

هم ترامپ و هم اروپایی ها می دانند که بعد از خروج آمریکا از توافق هسته ای، ایران در این توافق حضور نخواهد داشت. یکی از دلایل اینکه ترامپ تصمیم خود برای خروج از برجام را یک سال و چند ماه به تعویق انداخت، همین ناتوانی از در درک پاسخ ایران نسبت به آمریکا بوده است. ترامپ هیچ ارزیابی دقیقی از اقدام متقابل ایران در برابر سیاست های آمریکا در قبال برجام ندارد.

 

ترامپ و تاکتیک سردرگم سازی

یکی از مهمترین تاکتیک های ترامپ در خصوص توافق هسته ای با ایران تاکتیک «سردر گم سازی» است. وی با استفاده از این تاکتیک تمام رسانه ها را در پروسه «شوک تصمیم گیری» قرار داده است. هر روز اخبار ضد و نقیضی در خصوص موضع آمریکا در قبال برجام منتشر می شود، اخباری که بسیاری از کارشناسان معتقدند مشخص نیست نهایتا به خاتمه برجام منتهی می شود یا خیر. ترامپ همچنین تلاش می کند با ذکر سخنان دو پهلو همه دریچه های تاثیر گذاری این سند را نیز از بین نبرد. به طور کلی آن چه مشخص است این است که هیچ کس با قطعیت نمی تواند اظهار کند که نهایتا تصمیم دونالد ترامپ در خصوص برجام چیست؟

تلاش دو سویه اروپا از یک طرف با اعمال فشار به آمریکایی ها برای ماندن در این توافق و از طرف دیگر با اعمال فشار بر ایران برای شروع مذاکرات در مباحث منطقه ای و موشکی، موضوعی است که بایستی با تمام ابعاد آن درک شود. اروپا در حالی وعده اعمال تحریم علیه ایران را می دهد که تصور می کند اعمال فشار علیه ایران در موضوعات موشکی و منطقه ای ضروری است تا آمریکا در برجام ماندگار شود. این در حالی است که این نقش اروپایی ها برای بازی کردن بازیگر خوب مناسبات با ایران نیز بایستی مورد بررسی دقیق قرار گیرد.

اروپا تلاش می کند تا ایران را متقاعد کند که اروپا نیز اسیر تاکتیک «سردرگم سازی» ترامپ شده است و نمی داند که کدام تصمیم برای آینده برجام اتخاذ می شود. برای مثال مکرون در این زمینه می گوید «من نمی‌دانم که تصمیم آمریکا چه خواهد بود اما تحلیل منطقی از اظهارات پرزیدنت ترامپ این باور را به من نمی‌دهد که وی برای ماندن در توافق برجام همه تلاش خود را انجام دهد.»

نتیجه:

تحلیل محتوای سخنان رئیس جمهور فرانسه نشان می دهد که وظیفه ای که به اروپایی ها محول شده است، اعمال فشار به ایران است. ترساندن ایران از روز بعد از ابطال برجام دستور کار این روزهای اروپا برای کسب امتیازات در حوزه های غیر هسته ای از ایران است. موضوعی که باید دید در روزهای آتی و توسط اروپایی ها چگونه از ایران مطالبه می شود.

ترامپ و تاکتیک «سردرگم سازی در تصمیم گیری»

49