توسعه بر مدار علوم انسانی | Page 2 | پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی و تحقیقات راهبردی

شما اینجا هستید

علوم انسانی در سال های گذشته نقش مهمی در توسعه کشورها یافته است. بر این اساس رشته های مختلف علوم انسانی با تئوری‌هایی که در باره ملزومات و روند توسعه ایجاد کرده‌اند، نقش مهمی در ریل گذاری مسیر پیشرفت کشورها دارند.

 

اگر بگوییم علوم انسانی جایگاهی بالاتر از سایر علوم دارد، سخنی به گزاف نگفته ایم؛ چه اینکه گستره علوم انسانی بسیار وسیع و عمق کاربردی آن بیشتر از علوم دیگر است. حجت الاسلام دکتر حسن روحانی روز یکشنبه 24 دی ماه در مراسم اختتامیه نهمین دوره جشنواره بین المللی فارابی با اشاره به اهمیت جایگاه علوم انسانی گفت: امروز دیگر برای کسی تردید وجود ندارد که توسعه و پیشرفت در علوم طبیعی و تجربی، بدون رشد و پیشرفت در علوم انسانی و اسلامی امکان پذیر نیست.

در این زمینه به ذکر چند نکته می پردازیم؛

  1. ذهنیتی نادرست که در جامعه نسبت به علوم انسانی وجود دارد حاکی از این است که این علم از جایگاه نازل تری نسبت به علوم دیگر برخوردارند. به نظر می رسد این نگاه در حال تعدیل شدن است و علوم انسانی جایگاه خود را بازمی یابد. امروزه علوم انسانی به عنوان علوم حاشیه ای به حساب نمی آیند بلکه تبدیل به دانشی کانونی و مهم شده تا جایی که فرایند توسعه ملی کشورها را تسهیل می کند. به عبارتی می توان گفت که علوم انسانی با تعیین خطوط کلی، زیربنای توسعه به حساب می آید. طی سال های گذشته علوم انسانی در کشورهای کمتر توسعه یافته نیز مورد توجه قرار گرفته است. بر این اساس رشته های مختلف علوم انسانی با تئوری‌هایی که در این زمینه ایجاد کرده‌اند، نقش مهمی در ریل گذاری مسیر پیشرفت کشورها دارند.
  2. موضوع علوم انسانی با اراده و آگاهی انسان ارتباط دارد در مقابل علوم نظری علومی هستند که انسان فقط می تواند موضوع آن ها را بشناسد و اگر چه می تواند تصرف نیز بکند؛ ولی این تصرف، یک تصرف بیرونی است یعنی مقوم آن موضوعات، اراده و آگاهی و عمل انسان نیست.در واقع علوم انسانی با علوم طبیعی در سه شاخص موضـوع، روش و غایـت بـا یـکدیگـر تفاوت ماهوی دارند. از عنوان این دو شاخه از علم برمـی آیـد کـه موضـوع علـوم طبیعـی طبیعت و موضوع علوم انسانی، انسان است.  جهان انسانی یک بعدی نیسـت و عـلاوه بـر ایـنکـه دارای یک لایه بیرونی است می تواند موضوع تحقیق علوم طبیعی باشد، از محتوا یا لایه درونی نیز بهره مند است. بدون علوم انسانی قوی که منجر به شناخت کافی از فرهنگ و زمینه های اجتماعی پیشرفت می شود، نمی توان در زمینه دیگر علوم توفیق چندانی حاصل کرد. در واقع علوم انسانی نقش پیشرو و پیش زمینه ای در روند رو به رشد کشورها دارند. 
  3. یکی از انتقاداتی که نسبت به علوم انسانی مطرح می شود فرایندی و زمانبر بودن آن است. همچنین از دیگر انتقادها رویکرد انتزاعی و کمتر عینی بودن در کنار نداشتن مساله است. از این رو مساله محور نبودن و رویکرد جزیره ای در علوم انسانی از بزرگترین آفت های آن به شمار می رود. از طرفی ضعف فرهنگ پژوهشگری در علوم انسانی و نگاه مقطعی به حوزه پژوهش و نبود یک نظام فکری پژوهش محور باعث شده تا علوم انسانی به آن شکلی که باید نتواند اثرگذاری داشته باشد.
    کارشناسان معتقدند علوم انسانی زمانی می تواند اثرگذاری داشته باشد که بودجه های کافی به پژوهش در این زمینه، نزدیک کردن فاصله موجود بین پژوهشگران و حوزه های کارآمد، بهره بردن از رویکردهای نظری (تئوریک) بومی و نگاه تلفیقی در زمینه پژوهش، کاربردی و توسعه محور کردن پژوهش، رفع کمبود بررسی ها، داده های میدانی و آماری به ویژه در مسایل مهم پژوهشی، ایجاد فضای آزاد مطالعاتی و تحقیقاتی برای پژوهشگران و از بین بردن فاصله دانشگاه با حوزه های کارآمد را مدنظر قرار دهد.

تجربه کشورهای توسعه یافته نشانگر اولویت علوم انسانی در مدیریت و سیاستگذاری ها است. علوم انسانی می‌تواند هم به مثابه روش تشخیص و درک معناها و کردارهای اجتماعی و هم کاوش در زمینه درون و نهاد درهم پیچیده‌مان ایفای نقش خلاق کند. بر این اساس اگر به مردم یک جامعه، علوم انسانی آموزش داده نشود در این صورت آن‌ها توانایی و قابلیت مهم و ضروری تحلیل مقایسه‌ ای و تطبیقی در حوزه‌هایی چون سیاست، اقتصاد و اخلاق را نخواهند داشت. 

توسعه بر مدار علوم انسانی

49