ديپلماسي عمومي ايران در خاورميانه | پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه عالی دفاع ملی

شما اینجا هستید

ديپلماسي عمومي ايران در خاورميانه

«ديپلماسي عمومي ايران در خاورميانه»
( مصاحبه و نشست)
 .دكتر حسين عصاريان نژاد ( دانشيار دانشگاه و معاون پژوهش و توليد علم دانشگاه عالي دفاع ملي)
اساتيد گرانقدر، ديدگاهها و تحليل‌هاي ايشان در پاسخ به پرسشهاي زير به نظر علاقمندان و خوانندگاه محترم مي‌رساند: 1-ديپلماسي عمومي جمهوري اسلامي ايران در خاورميانه چه اهدافي را دنبال مي كند؟
2-منابع ديپلماسي عمومي جمهوري اسلامي ايران در خاورميانه چيست ؟
3-ابزارها و شيوه هاي اجراي ديپلماسي عمومي جمهوري اسلامي ايران در خاورميانه چيست؟
4-مدل ديپلماسي عمومي جمهوري اسلامي ايران در خاورميانه چيست ؟
سوال (1) ديپلماسي عمومي ايران در خاورميانه چه اهدافي را دنبال مي‌كند؟
بسم ا... الرحمن الرحيم 
دكتر حسين عصاريان نژاد:
در وحله اول بايستي ديد برداشتي كه شما به عنوان محقق به ديپلماسي عمومي داريد چيست؟. ما ديپلماسي عمومي را كاركرد سياست خارجي براي جذب بازيگران غير دولتي يا بازيگران به تعبيري غير حاكم در نظام روابط بين الملل امروز دنيا مي‌دانيم كه به ترتيب 5 حوزه را در بر مي گيرد كه اين حوزه‌ها عبارتند از نهاد‌هاي غير دولتي ، مردم ، انجمن ها، گروههاي فرهنگي – اجتماعي، سنديكاهاو اصناف اقتصادي كه معمولاً سياست خارجي هر كشور به دنبال ايجاد ارتباط با آنها در جهت اهداف فرهنگي – اجتماعي است. اين اهداف بعد از مدتي به دليل اينكه نهادهاي مورد خطاب و يا نهادهاي مرجع مورد ارتباط در نظام بين الملل به عنوان بك بازيگر نقش ايفاي كنند از حوزه‌هاي فرهنگي – اجتماعي به حوزه‌هاي سياسي – اقتصادي هم قدم بر مي‌دارند. در عرصه ديپلماسي عمومي امكان ارتقاء از حوزه سياسي – اجتماعي به حوزه‌هاي امنيتي و اطلاعاتي معمولاً خارج از عرف بازيگري در روابط بين الملل خصوصاً در حوزه‌هاي مردمي است يعني غناي روابط از حوزه‌هاي فرهنگي به حوزه‌هاي سياسي نشان دهنده موفقيت ديپلماسي عمومي يك كشور است. جمهوري اسلامي ايران هم براساس سنت ديرينه مستتردر تمدن اسلامي – ايراني خود و هم رويكرد‌هاي برخواسته از انقلاب اسلامي نسبت به مردم، كاركرد نهادهاي غير دولتي انجمن‌ها و گروهها و اصنافي كه به نوعي بر منطقه خاورميانه كه منطقه‌اي است اسلامي و به نوعي با مردم و نهاد‌هاي غير دولتي كه علاقمند به اسلام و كاركرد هاي اسلام سياسي هستند نگاهي ارتباط گونه و كاركردي فعال به عنوان يك بازيگر اساسي دارد . اصولاً پيام انقلاب اسلامي پيامي براي احقاق حقوق ملت‌هاي مستضعف در جهان اسلام و جهان بوده كه عملاً نشان دهنده اين فلسفه و اين رويكرد براي به صحنه آوردن و بازيگر نمودن ملت‌ها در چرخه تصميمات حوزه منطقه‌اي و حوزه بين‌الملل بود. اهدافي كه ج.ا.ا از ديپلماسي عمومي دنبال مي‌كند را بر اين اساس مي‌توانيم به 5 دسته تقسيم كنيم. اساسي ترين هدف توسعه فرهنگ بيداري،حق جويي و حق طلبي ملت ها ، انجمن‌ها و نهادهاي غير دولتي در پيگيري حقوق برحقهخود و ارزش هاي اسلامي و انساني كه بايستي پيگيري مي‌شدند . هدف دوم به صحنه آوردن و ايجاد يك هسته نقش آفريني و بازيگري در كشور‌هاي جهان اسلام به گونه‌اي كه ديگر بازيگران هم احساسوجود يك تنوعو تعدد بازيگران در عرصه قدرت را نموده و به سهم مشاركت مردم در تصميم گيري‌هاي حوزه ملي توجه كنند. هدف سوم كه درمنطقه خاورميانه بسيار مهم است وجود بازيگران فرا منطقه‌اي به عنوان بازيگران موثري است كه عمدتاً مانع از ظهور و ايفاي نقش بازيگران ديگر در صحنه منطقه‌اي مي‌شدند و ديپلماسي عمومي ج.ا.ايران به دنبال واگذاري حق و ايفاد حق مسلم مسلمانان در برابر كفار و مشركين فرا منطقه اي است كه به دنبال نفي بازيگري آنها و تسلط بازيگري فرامنطقه‌اي خود بر منافع اين كشور‌ها است. هدف چهارم در ديپلماسي عمومي ج. ا. ايران ترويج، تكثير و توسعه هويت بر خواسته از انقلاب اسلامي و فرهنگ آزادي خواهي، عدالت جويي و حق طلبي نهفته در اين فرهنگ كه به عنوان سياست خارجي نظام جمهوري اسلامي در قالب كشوري پيشتاز در توزيع و تكثير اين هويت مي‌بايستي آنرا به بازيگران جديد صحنه روابط بين‌الملل كه مردم و نهادهاي ملي- اجتماعي اين كشورها هستند برساند و ديپلماسي عمومي در اين واسط نقش رسانه‌اي مناسبي را در اختيار گذاشته تاسياست خارجي جمهوري اسلامي اين اهداف خود را دنبال كند. در نهايت هدف پاياني ديپلماسي عمومي در كشور ايجاد يك شبكه ارتباطي، گفتماني واسلامي في مابين ملت‌هاي مسلمان در سطح منطقه است به گونه‌اي كه تماميطبقات، انجمن‌ها، گروه‌ها ، لايه‌هاي مردمي در كشورهاي خاور ميانه؛ كشور هاي اسلامي بتوانند در مداري مملو از تفاهم: وحدت، انسجام، همگرايي و متحد بر اصول و متفق بر برپايي دين، يك جبهه واحد و يك بازيگري قوي در برابر نظام‌هاي اشغالگر، بازيگران مستبد و سلطه جو در سطح منطقه وارائه الگويي مناسب و هدفمند براي ديگر ملت‌ها باشيم.
سوال (2) منابع ديپلماسي عمومي ايران در خاور ميانه چيست؟
دكتر حسين عصاريان نژاد:
به تبع آن 5 هدف ذكر شده باشيد 5 منبع نيز تمهيد ، جستجو و فعال شود، بزرگترين و مهمترين منبع در ديپلماسي عمومي وجود فرهنگ و ارزش‌هاي ديني مشترك بين كشور ها وملت‌ها ي عضو منطقه است كه مي‌بايستي ارزش‌هاي آن برجسته و مزيت‌هاي كليدي اين منبع نيز كاملاً فعال شود. منبع دوم در اين حوزه، مردم و مسلمانان به عنوان يك نهاد متكسر و يك منبع متصاعد و غير قابل خدشه است كه هر روز بر ميزان كمي و كيفيت آن در سطح منطقه افزوده مي‌شود به گونه‌اي كه در تلفيق فرهنگ اسلامي با جمعيت كمّي شما مي‌توانيد آثار خيزشي ، جنبشي و انقلابي را هر روز در لايه‌هاي مردمي شاهد باشيد. سومين منبع، منابع سياست خارجي جمهوري اسلامي است كه از پشتوانه‌هاي هويتي و اعتباري مناسبي برخوردار است كه مي‌تواند بستر‌هاي مناسب و زمينه‌هاي توسعه و گسترش را فراهم كند . چهارمين منبع در ديپلماسي عمومي، وجود گروهها انجمن‌هاي هدفدار و داراي رسالت با ظرفيت‌هاي جنبشي مناسب و قابليت‌هاي تشكيلاتي كه مي‌توانند بازيگران مناسبي براي ايفاي نقش موثر در سطح منطقه و يا حوزه سرزميني خود باشند مي باشد. پنجمين منبع ديپلماسي عمومي، بستر‌هاي مناسب فعاليت در كشور‌هاي حوزه خاور ميانه است كه عمدتاً اين بستر ها در قالب ايده‌ها، اهداف، مطالبات مردمي و نهادينه شده در سطح اجتماعي- فرهنگي است كه به دليل انرژي نهفته و تقاضاي متراكم در اينگونه ايده‌ها مي‌تواند منبع مناسبي براي ديپلماسي عمومي جمهوري اسلامي بوده كه جمهوري اسلامي با سرمايه گذاري در اين منابع آنها را به سمت يك بازيگري فعال سوق دهد. همچون جريان ‌هاي ضد آمريكايي، ضد صهيونيستي ايده‌هاي مبارزه با نفوذ فرهنگي غرب كه عمدتاً در انجمن‌هاي فرهنگي ، گروههاي اجتماعي و بنياد‌هاي روشنفكري و يا نخبگان دانشگاهي در سطح منطقه نهفته و مي‌تواند به عنوان يك منبع فعال ايفاي نفش كند. منبع بعدي ديپلماسي عمومي براي جمهوري اسلامي ايران، وجود رهبري انقلاب اسلامي به عنوان يك مدير و رهبر موفق صحنه هاي عمل انقلابي مي‌باشد كه مي‌تواند چرخه تقويت بازيگري ملت هاي مسلمان را در سطح منطقه در رسيدن به اهداف اسلام ناب و گسترش عدالت در نظام سياسي- اجتماعي منطقه ياري رساند.
(3) ابزارها و شيوه‌هاي اجراي ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران در خاورميانه چيست؟
دكتر حسين عصاريان نژاد:
البته به نظر بنده پاسخ دادن به اين سوال يك تحفظاتي دارد. بنده سعي مي‌كنم فقط در حوزه‌هاي قابل بيان صحبت كنم. اگر سياست خارجي را يكي از ابزارها  بدانيم پس به تبع آن دستگاهها،نهادها و سازمانهايي كه در اين حوزه مسئول هستند را به عنوان يك ساختار بايستي به آن توجه كنيم . مجموعه‌ هاي مانند وزارت امور خارجه ، سازمان‌ها و نهاد‌هاي فرهنگي مانند سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، نهادهايي مثل دارالتقريب بين المذاهب، وابسته‌هاي فرهنگي جمهوري اسلامي در كشور‌هاي منطقه خاورميانه، اينها از جمله ساختار‌هايي هستند كه مي‌توانند در اين حوزه كمك كنند. در ساختار‌هاي غير مردمي بايستي به نهاد‌هاي غير مردمي اشاره كرد كه به دنبال ايجاد ارتباط بين خود و ديگر نهاد‌هاي غير مردمي در كشور‌هاي منطقه هستند. اين نهاد‌ها كه عمدتاً با شناسنامه هاي گروههاي فرهنگي – اجتماعي شناخته مي‌شوند مي‌توانند جمعي از نهاد‌هاي مردمي مثلكميته امداد امام خميني (ره) ، بنياد شهيد انقلاب اسلامي، بنياد‌هاي مختلف خيريه، بسيج سازندگي و ديگر نهادهاي مردمي و جهادي است كه عمدتاً با رويكرد‌هاي خدماتي، اقتصادي، كمك رساني، بازآموزي و تقويت نگرشهاي ديني و فرهنگي با نهادهاي همراه و همتاي خود در كشورهاي منطقه ارتباط برقرار كنند. ديگر ابزار در اين حوزه را بايستي روشنفكران، صاحبنظران، نخبگان و آن دسته از دلسوزان عالمي دانست كه ايده‌هاي منطقه‌اي و جهاني آنان در ايده‌هاي مليو سرزميني آنان ارجحيت دانسته و در ميان ملت‌هاي منطقه مي‌توانند در كسب جايگاه بازيگري، نقش ترقيبي، اغنايي و روشنفكرانه داشته باشند. در اين ميان مي‌توان بسياري از شخصيت هاي اسلامي و فرهنگي كشور‌هاي منطقه رامثال زد كه بدون اتصال به جايگاههاي دولتي مي‌توانند مورد حمايت ملت‌هاي مسلمان قرار گرفته و نقش بازيگري آنان را ارتقا دهند. همچون نقش سيد حسن نصرا... در ميان جوانان مسلمان عرب منطقه خاور ميانه. برنامه‌هاي مناسب تبليغاتي با رويكردهاي روشنفكرانه و شفاف سازي اهداف و رسالت‌هاي برخواسته از ديپلماسي عمومي از ديگر شيو‌ه‌ها و روش هاي گسترش ديپلماسي عمومي است كه مي‌تواند به بيان اهميت بازيگري مردم و ايفاي نقش آنها در تصميم گيري هاي سياسي و خارجي، زدودن تسلط كشورهاي فرا منطقه‌اي و استكباري بر روي منافع كشور‌هاي منطقه، ايجاد گروهها، لابي‌ها، احزاب و دستجاتي كه به نوعي مي‌توانند با اعمال فشار و يا نفوذ بر ديگر بازيگران از هدر رفتن منابع و منافع ملي كشور‌هاي مسلمان جلوگيري كنند. اينگونه برنامه هاي روشنفكرانه را مي‌‌‌توان از طريق ابزاري چون ماهواره، كنسرسيوم‌هاي مشترك رسانه‌اي في مابين موسسات مختلف خبري و فعال دنبال نمود. به طور مثال خبر گزاري غير دولتي كه مي‌تواند با امكانات ماهواره‌اي ، اينترنتي و يا ديگر رسانه‌هاي ارتباطي همچون مجله و روزنامه، ارتباط بين ملت‌هاي منطقه را فراهم و با تكيه بر سناريو‌هاي مبتني بر بازيگري فعال مردم اين نقش را دنبال كند. پاياني ترين ابزار كه ابزار ارتباطي مكتوب مانند كتابهاي است كه مي‌تواند ذهن مخاطبان را روشن نموده و در قالب آموزه‌هايي متداوم ، مستدام، دقيق و قابل اتّكا و تحليل بازيگران مطرح منطقه در نهادهاي عمومي و مردمي را در يك راستا و جهت،اهداف اسلام ناب را به پيش ببرند.اينگونه بستر‌هاي فرهنگي در ادامه مي‌تواند با شكل گيري همايش‌هاي مردمي و دعوت و بهره گيري از تجربيات، ديدگاهها و نظرات خلاق نخبگان،روشنفكران ، نقش آفرينان موثر در نهاد‌هاي اجتماعي – فرهنگي كشورهاي منطقه به بار بنشيند. از جمله اين كاركردها مي توان به برگزاري نشست‌هاي بيداري اسلامي با موضوع زنان، استادان، معلمان، شخصيت هاي سياسي- مردمي، جوانان و آينده‌سازان اين جنبش كه بارها در كشور‌هاي منطقه با حمايت جمهوري اسلامي ايران صورت گرفته است اشاره نمود.
(4) مدل ديپلماسي عمومي ايران در خاورميانه چيست؟
دكتر حسين عصاريان نژاد:
ما در مدل جمهوري اسلامي ايران با توجه به اهدافي كه گفتيم صرفاً توسعه بيداري و آگاهي نهاد‌هاي مردمي و لايه‌هاي اجتماعي در كشور‌هاي منطقه است كه بر اين اعتقاديم تقويت آن مدل و تكثير آن با توجه به سياست‌هاي مورد تأكيد اسلام در ايفاي حقوق مسلمانان و نفي سلطه در استكبار پذيري مي‌تواند امكان بازيگري ملت ها را فعال و آنها را به جايگاه اصلي خود در قالب يك مدل مردم سالاري اسلامي نايل كند.

49