سیستم آموزش محوردر مقطع ارشد و تاثیر آن بر نظام آموزش کشور | پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی و تحقیقات راهبردی

شما اینجا هستید

مریم رئیسی:

با رشد پذیرش در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری آیا شیوه آموزش محور می تواند در کاهش شاخص سطح علمی کشور تاثیرگزار باشد؟

در اغلب کشورهای دنیا، انتخاب رشته در مقطع لیسانس با نگاهی به بازار کار و نیازهای روز جامعه انجام می شود . کسی وارد مقطع فوق لیسانس یا کارشناسی ارشد می شود که بخواهد در یک حوزه خاص عمیق تر بداند و عموما وقتی معنا پیدا می کند که فارغ التحصیل لیسانس در رشته ای ، در بازار کار مدتی فعالیت کرده و بعد تصمیم می گیرد به دانش خود عمق ببخشد. دکترا برای کسانی است که رسالت خود را تولید علم و پیشبرد مرز دانش جهان در یک حوزه تخصصی می دانند.

اما در ایران تعریف متفاوتی در ذهن مردم وجود دارد . همه فکر میکنند تا جایی که وقت و استعداد دارند باید این مقاطع را درست یکی پس از دیگری ادامه دهند!  کارکرد اصلی هم، نه دغدغه توسعه دانش و مهارت فردی است و نه پیشرفت علم. عمدتاً یک عنوان است.  این مسئله وقتی واضح تر می شود که برخی دانشجویان  دوره دکترا، درد  دل میکنند که باید هر هفته یک مقاله بخوانند! این خود نشان میدهد که مقاله خواندن، یک «درد» است نه «غذایی برای یک روح گرسنه علم» .

تا سال 1389 شیوه آموزشی-پژوهشی تنها شیوه آموزشی در مقطع کارشناسی ارشد در ایران بوده و پذیرش دانشجو در کلیه دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی کشور فقط به این روش انجام می‌شده است.  و ازین سال به بعد شیوه ای به نام سیستم آموزش محور به تحصیلات تکمیلی اضافه شد. تحصیل در این شیوه با محوریت آموزش و به صورت واحدهای درسی و بدون پایان‌نامه است  که گذراندن حداقل دو و حداکثر چهار واحد سمینار (تحقیق و تتبع نظری) الزامی بوده و در سایر موارد عیناً مطابق آیین‌نامه آموزشی- پژوهشی دوره کارشناسی ارشد است.

در سال‌های اخیر با رشد پذیرش در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری ابهاماتی در مورد ادامه تحصیل به روش آموزش محورایجاد شد؛ اینکه آیا با وجود اینکه شاخص علمی کشورها میزان تحقیقات علمی آنهاست؛ ایجاد شیوه ای بدون پژوهش در بخش تحصیلات تکمیلی کار درستی است یاخیر؟ آیا دانشجویان کارشناسی ارشد به صورت آموزش محور به درجه ای از علم می رسند که بتوانند  در دوره دکتری پذیرفته شوند؟ آیا این روش می تواند در کاهش تولید پایان نامه های بی ارزش و تقلبی اثرگزار باشد ؟ و سوالاتی ازین دست که نیاز به بررسی عمیق تری دارد.

دانشگاه دولتی از روش آموزش محور استفاده نکند

دکتر ناصر باقری عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد، این روش را برای حذف پایان نامه های جعلی و تقلب علمی روش خوبی می داند او معتقد است با تفکیک دانشجویان به، دانشجویان دانشگاه های آزاد و دولتی و دانشجویان علاقمند به پژوهش و دانشجویان مدرک گرا می توان این روش را مختص دانشجویانی دانست که قصد دارند تنها با گرفتن مدرک تحصیلی به ارتقا شغلی دست پیدا کنند ولی دانشجویان دانشگاه های دولتی که می توانند در امر پژوهش بسیار فعال عمل کنند نباید ازین روش استفاده کنند و بهتر است برای ارائه این روش، تفکیکی این چنین اعمال شود .

دکتر فاضلی عضو هیئت علمی دانشگاه دولتی، اما این نوع تفکیک را به دور از اصل عدالت می داند و معتقد است با این تفکیک کسی که سخت تر وارد دانشگاه شده سخت تر هم خارج می شود و کسی که سهل تر وارد شده سهل تر خارج می شود و این در حالی است که در عمل هردو به یک اندازه می توانند از مدرک خود استفاده کنند واین مسئله دور از عدالت است

این استاد دانشگاه روش آموزش محوررا به کلی روشی اشتباه برای مقطع تحصیلات تکمیلی دانسته و می گوید : کسی که وارد مقطع تحصیلات تکمیلی می شود باید روش پژوهش و تحقیق را به شکل عملی فرابگیرد و این بدون ارایه پایان نامه ممکن نیست.

او معتقد است برای رفع مشکلات خرید پایان نامه و تقلب علمی، حذف پایان نامه یعنی حذف صورت مسئله  در صورتی که می توان با ارایه قوانین سختگیرانه و اجرای صحیح قانون مانع این اتفاق شد.

فاضلی حیات علمی کشور را مهمترین مسئله می داند و معتقد است : اگر دانشجویان تحصیلات تکمیلی موضوعاتی مسئله محور انتخاب کرده و پایان نامه خوبی ارایه کنند می توانند به راحتی بسیاری از مسایل و مشکلات اصلی کشور را حل کنند ولی به جای اینکه شرایط مناسب پژوهش را برای دانشجو فراهم کنیم و در او ایجاد انگیزه کنیم قوانینی طرح می کنیم که در راستای بی سوادتر شدن او باشد.

فاضلی می گوید : در مقاطع بالا به جای اینکه دانشجو را با دانش روز بسنجیم باید با اندازه تولید علم سنجیده شود و اگر پژوهش را یکی از روش های تولید علم بدانیم؛ روش آموزش محور تحصیلات تکمیلی یعنی افزایش دانایی فرد نه توانایی او در تولید علم .

عضو هیئت علمی دانشگاه، روش آموزش محور را منتج به مصرف گرایی علمی در کشور می داند و معتقد است : حذف پژوهش از مقاطع تحصیلات تکمیلی در دراز مدت،  کشور را مصرف کننده دانش می کند در صورتیکه برای پیشرفت و پویایی کشور نیاز به تولید علم داریم حتی به اندازه قدمی کوتاه توسط دانشجوی مقاطع تحصیلات تکمیلی.

کسی که نمیتواند پایان نامه بنویسد نباید مدرک بگیرد

دکتر غضنفری عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد می گوید : کسی که توان نوشتن پایان نامه را ندارد و نمیتواند پژوهش کند نباید مدرک هم داشته باشد به عبارتی باید ورود به مقاطع تحصیلات تکمیلی کمی سخت تر از روش حاضر باشد .

عضنفری معتقد است اگر از یک کلاس 20نفره تنها 5 نفرمحقق تربیت شود بسیار ارزشمندتر ازآن است که خیل عظیم دانشجوی با مدرک ارشد داشته باشیم ولی تحقیق و پژوهش بلد نباشند.

غضنفری کوتاهی وزارت علوم، دانشگاه ها و اساتید را مهمترین دلیل وقوع تقلب علمی و عدم توجه دانشجویان به پایان نامه می داند و معتقد است با توجه به اینکه شاخص توسعه علم در هر کشوری میزان تحقیقات آن کشور است باید به این بخش توجه بیشتری شود.

دکتر ظاهری عضو هیئت علمی دانشگاه دولتی روش آموزش محور را برای جلوگیری از تولید پایان نامه های بی محتوا و غیرکاربردی و همینطور پایان نامه های تقلبی بسیار مفید می داند و می گوید: در حال حاضر با خیل عظیمی از پایان نامه مواجه هستیم که میزان کمی ازین پایان نامه ها، میتواند کاربردی و مفید باشد ودر حال حاضراغلب پایان نامه ها در کتابخانه دانشگاه خاک خورده و خوانده نمیشوند چرا دانشجویی که توان نوشتن پایان نامه ندارد را مجبور به نوشتن کنیم که برود به سراغ تخلف و تقلب علمی ؟

فارغ التحصیل آموزش محور می تواند مقاله بنویسد

ظاهری در جواب این سوال که آیا فارغ التحصیل آموزش محور، پژوهش را فرا نمی­گیرد؛ می گوید: کسی که آموزش محور فارغ التحصیل می شود به این معنی نیست که پایان نامه ننوشته پس پژوهش بلد نیست بلکه با گذراندن واحدهای آموزشی، روش تحقیق را می آموزد و می تواند با نوشتن مقالات علمی معتبر این سطح از سواد خود را افزایش دهد و برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری ازین بخش استفاده کند.

یک استاد دانشگاه به خبرنگار خبرگزاری علم و فناوری در خصوص پایان نامه های تقلبی می گوید : با توجه به مدرک گرایی موجود در جامعه اغلب دانشجویان دانشگاه های غیردولتی در پی کسب مدرک وارد دانشگاه شده و توان نوشتن پایان نامه را ندارند. استاد راهنما در مواجهه با این دانشجو یا باید تخلف او را نادیده بگیرد و یا خودش پایان نامه را بنویسد چرا که با توجه به حجم زیاد دانشجویان این مقطع امکان رسیدگی به همه وجود ندارد و از طرفی به خاطر حق الزحمه کم اساتید انگیزه ای برای تلاش در جهت سختگیری به دانشجو برای ارایه پایان نامه انجام نمیشود و این منتج به نادیده گرفتن تقلب علمی دانشجو خواهد شد پس چه بهتر که از روش آموزش محور استفاده شود. 

به نظر می رسد  توجه ویژه دانشگاه ها به آمار فارغ التحصیلان خود و پذیرش بالای دانشجو در مقاطع ارشد در دانشگاه های غیردولتی به دلیل کسب درآمد ، عدم توجه به نیاز کشوردر ارایه موضوع پایان نامه و کاربردی نبودن آنها، نبود قوانین سختگیرانه از سوی دانشگاه و استادان راهنما و نبود انگیزه کافی در دانشجو را می توان مجموعه عواملی دانست که منجر به عدم تمایل دانشجویان برای انجام تحقیق و پژوهش و گسترش تقلب علمی و بازار داغ پایان نامه های تقلبی می شود، اینکه آیا حذف پایان نامه برای برخی از دانشجویان می تواند از خرید و فروش پایان نامه جلوگیری کند یا خیر مبحثی است که به گفته مراکز تولید پایان نامه های تقلبی خیلی هم تاثیرگزار نبوده است .

می توان گفت پژوهش کلان کشور نیاز به یک برنامه جامع آمایش ملی در حوزه تحقیق و پژوهش دارد برنامه ای که محتوای امکانات مادی و معنوی موجود، رشته های موجود و مورد نیاز واقعی، اولویت های پژوهشی و همه مسایل مربوط به پژوهش کشور را در یک چارچوب دقیق علمی دربر بگیرد و پژوهش در مقاطع بالای تحصیلات تکمیلی به عنوان یک راه حل برای مشکلات کشور استفاده شود. چه این پژوهش به شکل مقاله و توسط فارغ التحصیل آموزش محور صورت بگیرد یا در قالب پایان نامه .

سیستم آموزش محوردر مقطع ارشد و تاثیر آن بر نظام آموزش کشور

49