غرب آسیایی که ترامپ می‌خواهد | پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی و تحقیقات راهبردی

شما اینجا هستید

غرب آسیایی که ترامپ می‌خواهد

 

 

سخنان سه‌شنبه (3 مهر 1397) ترامپ در سازمان ملل در بخش مربوط به منطقۀ غرب آسیایی آن انعکاس خواب‌هایی بود که رئیس‌جمهور آمریکا برای این منطقه دیده است، خواب‌هایی که واقعیت‌های میدان، تعبیر آن را مواجه با مشکلاتی اساسی معرفی می‌کند.

 

صرف نظر از اعتماد بالای ترامپ به عملکرد خود و تیم سیاست‌گذارش که در دقایق اولیۀ سخنرانی آن شب با خندۀ تأمل‌برانگیز و البته توام با تمسخر برخی از حاضرین مواجه شد، ترامپ کوشید تا همچنان با توسل به شیوۀ معمول خود مبنی بر تهدید نمایندگان جامعۀ جهانی از راه بی‌بازگشتی سخن بگوید که همۀ جهان ملزم به پیروی از او هستند.

ترامپ به‌زعم خود همۀ جهانیان را مجبور به حمایت و همراهی با سیاست‌های خود معرفی کرد و از آرزوهایش درخصوص منطقۀ غرب آسیایی ‌آینده سخن گفت.

در نگاه ترامپ غرب آسیا با چند ویژگی قابل تصور است اول منطقه‌ای منهای ایرانی مقتدر و سوریه‌ای قوی؛ دوم منطقه‌ای با حضور اسرائیلی باقدرت حداکثری و بلاخره و سوم منطقه‌ای با کشورهایی فاقد اراده که فقط و فقط بایستی تأمین‌کننده منابع مالی جهت تحقق سیاست‌های آمریکا باشند.

درخصوص اسرائیل، ترامپ آنچنان به ترسیم آیندۀ منطقه پرداخت که گویی ماجرای «معامله ترامپ» پایان یافته و کشورهای منطقه همگی مجبور و ملزم به تن‌دادن به آن هستند.

ترامپ با این مقدمه که حق هر کشوری است که محل استقرار سفارتخانه خود در دیگر کشورها را معین کند در حقیقت به شکلی علنی و برای بار چندم رسماً اعلام کرد که به اصول و قواعد بین‌المللی هیچ اعتقادی ندارد. رکن مکمل این مسأله آنگاه خود را به‌خوبی نشان داد که ترامپ رسماً به توجیه دلیل خروج کشورش از شورای حقوق بشر اشاره کرد و به یک تعبیر بر این نکته تأکید کرد که سرنوشت همۀ نظامات بین‌المللی تا زمانی که سر به فرمان آمریکا نباشند و در راستای سیاست‌های ترامپ حرکت نکنند همین خواهد بود.

ترامپ درحالی از التزام کشورش به صلح میان اسرائیل و فلسطینیان سخن گفت که در عمل و پیش از این با انتقال سفارت آمریکا به تل آویو موافقت کرده، در اقدامی دیگر با هدف از بین‌بردن دغدغه‌ای جهانی –باسابقه‌ای 70 ساله - حذف جدی مسأله‌ای به‌نام آوارگان فلسطینی را در صدر توجهات خود قرار داده و تعداد 5 میلیون آواره را به 40 هزار نفر تقلیل داده و بلاخره با تعطیل سفارت فلسطین درکشورش و قطع کمک‌های مالی آمریکا به انروا در واقع یک طرف اصلی ماجرا یعنی فلسطینیان در قضیۀ صلح بین اسرائیل و فلسطین را در شرایط حذف مطلق قرار داده است.

بدیهی است در سایۀ چنین شرایطی هم میزان اعتقاد او به صلح میان فلسطینیان و اسرائیلی‌ها روشن می‌شود و هم دورنمایی از آنچه «معامله ترامپ» خوانده می‌شود روشن‌تر از هرزمانی رخ نمایی می‌کند.

صرف نظر از تکرار تشدید تحریم‌های ضد ایرانی، ترامپ در سخنانش از تلاش‌های کشورش برای تحقق ائتلافی استراتژیک با دول خلیج به انضمام مصر و اردن یاد کرد، ائتلافی که به‌شرط تحقق از یک سو انتظارات او در تحقق «معامله ترامپ» در خصوص فلسطین را عملیاتی خواهد کرد و از دیگر سو به تحقق رویای او در تشکیل «ناتوی عربی» وعده داده شده برای مقابله با ایران کمک خواهد کرد.

سفرهای متعدد و هدفمند داماد ترامپ به همراه گرینبلاط به کشورهای منطقه در ماه‌های اخیر با این هدف صورت گرفت و البته اقدامات ضدفلسطینی ترامپ که در بالا به آنها اشاره شد همسو با این هدف پیگیری شد؛ اشاره دیگر ترامپ به تأسیس مرکز جدید برای مبارزه با تروریسم در عربستان و تأکید او بر اعلام همکاری کشورهای حاشیۀ جنوبی خلیج فارس نیز شاهدی بر این واقعیت قلمداد می‌شود که رئیس‌جمهور آمریکا پیش از این چراغ‌های سبزی را از برخی از این کشورها برای عادی‌سازی روابط با اسرائیل و همچنین دشمنی با ایران دریافت کرده است.

ترامپ در بخش دیگری از سخنانش به‌طور تلویحی از مشارکت برخی کشورهای منطقه در فتنۀ هفت سالۀ سوریه سخن گفت، آنگاه که با اشاره به وعده کمک کشورهایی چون امارات، عربستان و قطر به بازسازی سوریه - و البته یمن – به‌صراحت اعلام کرد این کشورهای منطقه هستند که باید آیندۀ خود را انتخاب کنند.

مفهوم کلام ترامپ در این بخش آن است که این کشورها اینک مستحقتر از دیگران برای حضور در عرصۀ درآمدزای بازسازی سوریه هستند چرا که در جریان تحمیل جنگ هفت ساله بر سوریه بیشترین حمایت‌های مالی و لجستیکی را از گروه‌های تروریسم در سوریه کرده‌اند.

درهمین راستا ترامپ با تأکید بر ضروت پاسخ به احتمال ادعایی استفاده حکومت سوریه از سلاح شیمیایی راه را بر مداخله خود و سایر مخالفین حکومت قانونی آینده در سوریه همچنان باز نگه داشت.

کلام آخر در این باب آن‌که غرب آسیایی با این مختصات خیالی را شاید فقط بتوان در مقاطعی کوتاه و البته زودگذر از تاریخ این منطقه سراغ گرفت، روزگاری در بازۀ زمانی کمپ دیوید، اسلو و بلاخره زمانۀ حاکمیت شاه ایران؛ آقای ترامپ زمانه کاملاً تغییر کرده است لطفاً قدری تاریخ و سیاست مطالعه کن.

منبع تحلیل: شبکۀ العالم فارسی

غرب آسیایی که ترامپ می‌خواهد

49