قطار شکست های کاخ سفید به ایستگاه دمشق رسید | پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی و تحقیقات راهبردی

شما اینجا هستید

یورش موشکی آمریکا و متحدان آن به سوریه، نقض آشکار قوانین بین المللی و حریم سرزمینی یک کشور به شمار رود؛ تهاجمی که پیش از این به بهانه مبارزه با تروریسم و دیکتاتوری در عراق و افغانستان اتفاق افتاده و تنها ارمغان آن برای مردمان این سرزمین ها جنگ، مرگ و آوارگی بوده است.

جنایات جنگ دوم جهانی و ظهور منجی‌وار آمریکا برای نجات جهان از منجلاب هیتلر نقطه عطفی در رسالت سازی کاخ سفید برای نجات جهان بود. با شکل گیری سازمان های بین المللی، آمریکا نقش پدرخوانده این سازمان و شوراها را برعهده گرفت و با تکیه بر رشد اقتصادی که دوری از نزاع جهانی برایش به ارمغان آورده بود، به قدرتی بدل شد که درصدد قیمومیت و سلطه بر جهان برآمد.

در این میان مبارزه با جنگ افروزی اصلی ترینِ این رسالت‌ها بود که سران ایالات متحده آمریکا دست کم در یک قرن گذشته، با تکیه بر آن جنگ های خونین بسیاری را برافروختند، به بهانه مبارزه با استبداد و تروریسم سرزمین های بسیاری را به خاک و خون کشیدند و مردمان بی شماری را از موطن خود آواره کردند. بهانه ای که یک روز در قامت مقابله با گسترش کمونیسم در ویتنام و وقتی دیگر به شکل مبارزه با سلاح شیمیایی در عراق رخ نمود و فجایع بی شماری را رقم می زد.

افغانستان نخستین عرصه آزمایش پدرخواندگی

سحرگاه 11 سپتامبر 2001 جهان یکی از عجیب ترین حمله های تروریستی را شاهد بود. نوزده تن افراد منتسب به گروه تروریستی القاعده، چهارهواپیمای مسافربری و تجاری را ربودند، 2 فروند از آن ها را به برج های دوقلوی جهانی در نیویورک آمریکا کوبیدند، هواپیمای سوم مقر پنتاگون در ویرجینا را هدف گرفت و چهارمین هواپیما که در مسیر واشنگتن بود، سرنگون شد.

در این عملیات نزدیک به سه هزار نفر کشته شدند، اما چگونگی و چرایی انجام چنین عملیاتی، بسترسازی، اهداف پیدا و پنهان و مقدمه چینی برای انجام آن پس از گذشت 17 سال، همچنان در زمره معماهای کاخ سفید و متحدان آن باقی مانده است. با وجود این «جرج دبیلو بوش» رییس جمهوری وقت آمریکا برای جنگ افروزی در منطقه نیازمند و منتظرچنین فاجعه ای بود تا با بهره جویی از آن، لشگرکشی تازه ای را به خاورمیانه آغاز کند.

هفتم اکتبر 2001 نیروهای نظامی آمریکا به بهانه آزادی افغانستان از القاعده و با عملیات موسوم به «عملیات بلندمدت آزادی» از مرزهای زمینی و هوایی به افغانستان حمله کردند و به این ترتیب یکی از جنگ های ویرانگر درغرب آسیا آغاز شد. جنگی که واشنگتن و لندن و ناتو به بهانه مقابله با القاعده آغاز کردند چند ماه بعد و با سقوط گروه القاعده باید پایان می پذیرفت، اما طمع کاخ سفید برای حضور در خاک افغانستان پرونده این جنگ را که میلیون ها آواره و هزاران کشته به دنبال داشت، همچنان مفتوح نگه داشته است.

یورش نظامی به افغانستان با با قانون اساسی ایالات متحده و هیچ کدام از منشورهای حقوقی سازمان ملل منطبق نبود. به اذعان دستگاه های اطلاعاتی، این جنگ که از آن به عنوان طولانی ترین حضور نظامی آمریکا در خارج از مرزها نام می برند، سالانه 45 میلیارد دلار برای مالیات دهندگان هزینه دارد.

گزارش های بین المللی کشته شدن بیش از چهارهزار تن از نیروهای خارجی در افغانستان را تایید کرده اند، آماری که با قدرت یابی مجدد القاعده و ظهور داعش، تاکنون افزایش قابل توجهی نیز داشته است.

در آن سوی این سناریو، افغانستان گرچه تا پیش از حمله آمریکا روزگار خوشی نداشت، اما با یورش نظامی آمریکا و متحدانش از چاله القاعده بیرون آمد و در چاه زیاده خواهی های غرب گرفتار شد. آمارهای تجارت مواد مخدر، بی خانمانی و پناهندگی مردمان افغان به کشورهای نزدیک و دور به دلیل نبود امنیت، اشتغال و رفاه نسبی تکان دهنده است.

گزارش های داخلی و بین المللی از شدت و گستره آسیب ها به واسطه حضور آمریکا نشان می دهد که عملیات آزادی جز نابودی زیرساخت ها و کند شدن اقتصاد راکد این سرزمین عایدی دیگری برای افغان ها نداشته است.

حمله به عراق، این بار به بهانه دیکتاتوری

ماشین جنگ افروزی های بوش پسر همچنان روشن بود و این بار بهانه سلاح شیمایی دیکتاتور عراق قرار گرفت. 29 اسفند 1381 برابر با 20 مارس 2003 خبرگزاری ها از آغاز تهاجم جدید ائتلاف آزاد سازی عراق به رهبری آمریکا گزارش هایی را مخابره کردند. گرچه بهانه این حمله را «صدام حسین» شریک پیشین و دشمن جدید آمریکا و غرب در حمله کویت به دست آن ها داده بود، اما نابودی سلاح های شیمیایی رژیم بعث بهانه آغاز این جنگ بود.  جنگ آمریکا و متحدانش در سال 2009 پایان یافت، اما سرزمین عراق همچنان در اشغال قدرت های غربی مانده است. سال ها بعد از این جنگ افروزی ها، بسیاری از مقامات آمریکایی اذعان کردند که هیچگونه سلاح شیمیایی در عراق نیافته اند. «دونالد ترامپ» رییس جمهور تندرو آمریکا هم حتی چنین حمله ای را «نابخردانه و چوب در لانه زنبور» توصیف کرد. اعتراف دیرهنگام آمریکا به افسانه پردازی درباره سلاح شیمایی عراق، باور بخشی از مردم جهان را که آمریکا را همچنان قدرت ناجی می دانستند خدشه دار کرد.

شورش های گسترده گروه ها و طیف های مختلف در عراق علیه نیروهای آمریکایی از سوی حامیان جنگ نادیده گرفته شد، اما این موضوع پنهان کننده سربازانی نبود که هزاران کیلومتر دورتر از کشور و مرزهای خود در عراق کشته می شدند و تنها مراسم یادبودی برای آن ها برگزار می کردند. تجهیز نیروهای نظامی عراق؛ برگزاری انتخابات دموکراتیک، دستگیری و اعدام صدام حسین دیکتاتور بغداد، وعده هایی بود که گرچه تا حدی هم به مرحله عمل نزدیک شد اما امنیت و ثبات را برای عراق به همراه نداشت.

تحلیلگران بین الملل با کاهش تنازع در میدان جنگ، سیاست اختلاف افکنی فرقه ای و مذهبی درعراق را که بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای طراح آن بودند، خطرآفرین تفسیر کردند. ناظران با توجه به تنوع قومی و مذهبی درباره، سیاست های تنش زای قومی و مذهبی هشدار دادند. هشدارهایی که چندان جدی گرفته نشد و بسترساز ظهور و قدرت یابی گروه تروریستی داعش در عراق و سوریه شد.

گرچه جنایات داعش بهانه ای برای تداوم حضور نظامی آمریکا در عراق بود اما مبارزان اصلی و واقعی با داعش ائتلافی از نیروهای عراقی و ایرانی بودند. سرانجام وزارت دفاع آمریکا در 15 دسامبر 2011 با برگزاری مراسمی در فرودگاه بغداد به صورت رسمی (و شاید ظاهری) نیروهای خود را ازعراق خارج کرد. 16 سال از سرنگونی مجسمه دیکتاتور عراق در آوریل 2003 گذشته است، اما گزارش های بین المللی ارمغان ورود و خروج آمریکا به عراق را 150 هزار تا نیم میلیون تن کشته و نزدیک به سه میلیون آواره تخمین می زنند؛ ارقامی که سازمان های جهانی آن را بالاتر از این میزان می دانند.

سوریه، ایستگاه پایانی نظامی گری آمریکا در منطقه

سوریه خاکریز سوم در منطقه عملیاتی خاورمیانه است که آمریکا تصمیم گرفت برای اثبات نقش پدرخواندگی خود به تنازعات داخلی این کشور ورود کند. ایالات متحده از زمان آغاز درگیری های سوریه در سال 2011 و در دوران ریاست جمهوری اوباما، کنشگری خود در سوریه را به قطعنامه های سازمان ملل و محکومیت رییس جمهوری این کشور محدود کرده بود، با روی کار آمدن ترامپ، کاخ سفید علیه سوریه شمشیر را از رو بست.

تهدیدهای آمریکا در تازه ترین مورد به موشک باران دمشق و به بهانه بمباران شیمیایی منجر شد؛ بمبارانی که مقامات آمریکایی و متحدان اروپایی آن را محدود و هوایی توصیف کرده اند، اما زمزمه های حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه جدی تر از همیشه به گوش می رسد.

مشخص نیست کاخ سفید پس ازدو دهه حضور نظامی در خاورمیانه آیا بار دیگر لشگر خود را در سوریه پیدا خواهد کرد یا نه؟ اما چالش های آمریکا از تبعات این حضور، افق چندان روشنی را در برابر مقامات کاخ سفید قرار نمی دهد.  سوریه اکنون غوطه ور در بحران جنگ داخلی وعرصه زورآزمایی قدرت های شرقی و غربی، گروه های تروریستی و رژیم صهیونیستی است. تخمین 12 میلیون آواره و نابودی بیش از دو سوم زیر ساخت های این کشور نتیجه آشکار این زورآزمایی است. ورود رسمی و مستقیم آمریکا به این مهلکه با توجه به پیشینه تاریک چنین این کسشور در حمله نظامی به کشورهای دیگر، بر آشفتگی چنین بحرانی می افزاید و راه را بر هرگونه صلح پایداری می بندد.

 

 

قطار شکست های کاخ سفید به ایستگاه دمشق رسید

49