معاون پژوهش و توليد علم دانشگاه عالي دفاع ملي مطرح كرد : وحدت بين شيعه و سني مورد تاكيد رهبران جهان اسلام | پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه عالی دفاع ملی

شما اینجا هستید

معاون پژوهش و توليد علم دانشگاه عالي دفاع ملي مطرح كرد : وحدت بين شيعه و سني مورد تاكيد رهبران جهان اسلام

معاون پژوهش و توليد علم دانشگاه عالي دفاع ملي مطرح كرد
وحدت بين شيعه و سني مورد تاكيد رهبران جهان اسلام
ليد: معاون پژوهش و توليد علم دانشگاه عالي دفاع ملي گفت: وحدت بين شيعه و سني همواره بايد مورد تاكيد عملي و نظري رهبران جهان اسلام و به ويژه حوزه علمي و ديني در جهان اسلام باشد.
متن: بر اساس فرمايشات مقام معظم رهبري در جمع اساتيد، دانشگاهيان و مراکز حوزوي کشور در سال 91 مبني نقش اساسي دانشگاه، اساتيد و مراکز حوزوي در تحول، دانشگاه دفاع ملي مطالعات خود را به منظور تحقق اين فرمايشات آغاز کرد تا تحولات دوران گذار برخي کشورهاي اسلامي را مورد بررسي قرار دهد.
سلسله نشست‌هاي سياسي در دانشگاه‌ها و مراکز حوزوي کشور برگزار شد و نخستين همايش نقش حوزه‌هاي علميه ودانشگاه‌ها در تحقق هندسه قدرت جهاني اسلام در سال گذشته برگزار شد که در آن 116دانشگاه و مرکز حوزوي شرکت کرده و نتايج همايش را در اختيار مراکز پژوهشي قراردادند.
دنياي اسلام در دوراي در اوج قدرت و انسجام بودع است ولي با حضور سلاطين و پادشاهان به عنوان سرسپردگان دشمنان بسياري از علوم و دانش و منابع كشورهاي اسلامي را به غارت بردند، در نتيجه اسلام را منزوي كردند.
با توجه به اهميت و ظرفيت جهان اسلام و نقش آن در هندسه قدرت جهاني بيداري با حسين عصاريان‌ نژاد معاون پژوهش و توليد علم دانشگاه عالي دفاع ملي به گفت وگو و تبادل نظر پرداختيم.
*جهان اسلام از چه ظرفيت هايي برخوردار است و تا چه اندازه زمينه تحقق اين ظرفيت‌ها فراهم شده است؟
جهان اسلام به واسطه برخورداري از ظرفيت‌هاي تاريخي و تمدني يكي از بازيگران و تعيين كننده‌هاي اصلي در عرصه قدرت جهاني است، ولي برخي آسيب‌ها در مسير مديريت ظرفيت‌ها، شناخت، به كارگيري و بهره‌برداري از اين ظرفيت‌ها وجود دارد.
در واقع اين ظرفيت در طول تاريخ دچار فراز و نشيب فراواني شده است، عرصه‌هاي مختلف تاريخي نشان مي‌دهد كه رهبران و مديران بزرگ جهاني زماني كه توانستند سكان مديريت جهان اسلام را به دست بگيرند از اين ظرفيت‌ها به بهترين شكل ممكن در ايفاي نقش اصلي جهان اسلام و احياي رويكردهاي تمدني در عرصه جهاني استفاده كردند.
اين ظرفيت‌ها در حوزه‌هاي جمعيتي، موقعيت جغرافيايي، منابع طبيعي و در قابليت‌هايي مانند توليد علم و دانش از ظرفيت‌هاي منحصر به فردي برخوردار است كه شايد تجميع آنها در عرصه‌ها و اماكن گوناگون جهاني و موقعيت‌هاي جغرافيايي غير قابل جمع است.
شايد اين نكته مميز و امتياز انحصاري سبب شده كه قدرت‌هاي بزرگ جهاني اجازه سقوط و فقر اسلام را در عرصه‌هاي قدرت جهاني ندهند.
*آيا قدرت‌هاي استكباري از قدرت كشورهاي اسلام در واهمه هستند؟ چگونه اين امر را نشان مي‌دهند؟
حضور قدرت‌هاي استعماري در بهره‌گيري از منابع طبيعي و منابع جهاني كشورهاي اسلامي كه در چندين تنگه ژئو پليتيك و در مدار استراتژي‌هاي جهاني بوده، نشاندهنده اين است كه قدرت‌هاي بزرگ همواره از ظهور اين عرصه و خيزش كشورهاي جهان اسلام و به دست گرفتن سكان مديريت آن وحشت دارند.
بروز انقلاب اسلامي نشان داد كه ملت قهرمان ايران با بيداري و روشن‌گري ناشي از نقش، جايگاه و قابليت‌ها تحت مديريت امام خميني(ره) عرصه جديدي را در جهان باز كرد تا ملت‌ها به سمت كسب آگاهي‌ها و اكتشاف علل اصلي اين قيام و نحوه مديريت آن در جهان هوايت شوند.
*انقلاب اسلامي چه تحولاتي در كشورهاي اسلامي به وجود آورد؟
پس از پيروزي انقلاب اسلامي شاهد واكنش‌هاي عجيب و مبهمي در كشورهاي اسلامي از سوي دولتمردان آنها بوديم كه با رويكرد انقلاب و ظهور بيداري در كشورهاي خودشان مخالفت كردند، رصد و پيگيري‌ اين نوع مخالفت‌ها نشان داد كه اكثر رهبران كشورهاي وابسته به منافع غرب و جهان استكبار از ظهور نفود اين بيداري، افزايش روشنگري و روحيه ضد غربي هراس فراواني داشتند، اتصال منافع غرب با اينگونه دولت‌ها كه پيش از اين دولت‌هاي طائفه‌اي يا قومي يا وابسته به غرب بودند، نشاندهنده اين بود كه اين بيداري توانسته در نحله‌هاي جمعيتي و ادبيات سياسي مردم نقش و جايگاه خودش را پيدا كند.
علي رغم بروز جنگ تحميلي و شرايط سخت تحريم مشاهده كرديم كه چگونه انقلاب اسلامي توانست نفوذ و روشنگري خودش را در مناطق عربي توسعه ببخشد و تحولات خيزشي و جنبشي مختلفي در محورهاي سياسي و اجتماعي شاهد بوديم كه نمونه آن شكل‌گيري جريان انتفاضه در سرزمين‌هاي اشتغالي و به خود آمدگي جنبش‌هاي مسلمان شيعي در اقصي نقاط كشورهايي مانند لبنان،‌ يمن، بحرين و عراق بوديم.
*در دوران كنوني با توجه به تحولات روي داده بايد به چه مواردي اهميت داد و توجه كرد؟
به طور عملي در دو دهه اخير شاهد هستيم كه ارزش‌هاي اين قيام‌ها همواره از سوي صندوق‌هاي انتخابات به نفع جريان‌هاي اسلامي و ضد استكباري بيرون آمده و توانسته منشا تاثيراتي شود، آنچه در عرصه امروز بسيار حائز اهميت است، گذار بيداري اسلامي و تبديل آن به جريان سياسي با رويكرد تغيير و دگرگوني قدرت‌هاي حاكم در اين گونه كشورهاست.
اين حركت‌ها نشان مي‌دهد كه آمريكايي‌ها به ويژه جهان غرب به دنبال بديل‌سازي بيداري اسلامي و تبديل آن به جريان‌هاي روشنفكري در اين قالب است.
افول عرصه هدايت احساسات و جريان هاي پرشوري كه جوانان مسلمان آن را به نمايش گذاشتند و مشاهده كرديم كه چگونه تفرقه ديني سازماندهي شد و جريان‌هاي تكفيري امروز فراموش كردند كه امروز ماهيت تكفير از آن مشركين است و براي مومنان و مسلمين نيست و اين موفقيتي بود كه آمريكايي‌ها در طراحي‌هاي خودشان به راحتي دست از آن برنمي‌دارند و علي رغم تلاش‌هاي به ظاهر ليبرال و انسان دوستانه با استفاده از پنهان‌كاري و دستگاه‌هاي امنيتي و اطلاعاتي خودشان به يقين اين برنامه را به گونه‌اي پيش مي‌برند كه بتوانند تحولات پر شور بيداري اسلامي كه در كشورها ي مسلمان دچار نقض يا نقص يا كاستي است در خدمت اهداف خودشان بگيرند.
*چه رويكردهاي ديگري آمريكايي‌ها در منطقه دنبال مي‌كنند؟
رويكرد ديگري كه آمريكايي‌ها در سطح منطقه در حال دنبال آن هستند، رويكرد حضور و مديريت رهبران مسلمان، نخبگان و روشنفكران جريان‌هاي اسلامي است، به گونه‌اي كه بتوانند جريان‌هايي مانند رويكردهاي محافظه‌كارانه با مدل اعتدال، رويكردهاي روشنفكرانه با مدل تساهل، جريان‌هاي بيداري اسلاامي را كه گرايش‌هاي ضد استكباري و ضد منافع غرب دارد، آنها رابه پاي توافق و رعايت برخي از اصولي كه غرب آنها را مبناي رفتارهاي سياسي و رسمي در جهان قرار مي‌دهد، بكشانند و از آن طريق شرايطي را فراهم كنند كه جريان‌هاي اسلامي به جاي رفتن به سوي رويكردهاي ضد غربي يا استكبار يا مخالفت با جريان‌هاي صهيونيستي و تقويت جناح و جبهه مقاومت سعي كنند به رويكردهاي ظاهرا پرمذاكره، ‌مسامحه و مصالحه با غرب روي آورند.
اين جريان را در مصر يا در برخي از جناح‌ها و فراكسيون‌هاي پارلماني در عراق شاهديم و هم اين جريان را در كشورهايي مانند قطر، كويت، تونس و كشورهاي شمال كشور مانند آذربايجان مشاهده مي‌كنيم.
*چه تهديداتي براي بيداري اسلامي در دنياي كنوني وجود دارد؟
نظريات، انديشه‌ها و تئوري‌هايي وجود دارد كه امروز جريان بيداري اسلامي را به سمت دور شدن از انقلاب اسلامي پيش برده و آن را در مدل‌هاي دموكراتيزه شده غربي با مفاهيمي مانند بهار عربي يا تقويت رويكرد برقراري نظام‌هاي دموكراسي پيش مي‌برد، اين رويكرد مدل مردم سالاري ديني را به شدت تحت الشعاع قرار مي‌دهد يعني آمريكايي‌ها پس از برقراري شرايطي كه در عراق حاكم شد، متوجه شدند كه شايد مدل جمهوري اسلامي با رويكرد مردم سالاري ديني از آن دسته رفتارها و نظرياتي باشد كه بدون ترديد در آينده در تمام سطح منطقه آنها را دچار تعارض منافع و بيرون راندن از سطح منطقه مي‌كند، بنابراين با حمايت از مدل‌هايي مانند مدل حكومت اسلامي در عربستان و كاهش سطح تعارضات عربستان با رويكردهاي مردم سالاري در سطح منطقه كه مي‌توان به عنوان نمونه و شاهد آن به فشار عربستان براي افزايش سطح فعاليت‌هاي دموكراسي در درون كشورش و فشار براي بركناري رئيس دستگاه اطلاعاتي اشاره كرد.
رصد اينگونه رفتارها نشان مي‌دهد كه آمريكايي‌ها مايل هستند كه الگوي مديريت امنيتي در سطح منطقه جدا از الگوي بيداري ناب اسلامي باشد و مي‌خواهند آن را به سمت مدل‌هاي دموكراسي پيش ببرند و بتواند در قالب رفتارهاي سياسي تجربه شده ليبراليسم تحت تاثير نفوذ آمريكا باشد.
ظهور مردم سالاري ديني و بيداري اسلامي در مناطقي مانند عربستان را هيچگاه شاهد نخواهيم بود، زيرا منافع آمريكا در اينگونه مناطق با شبكه‌اي از رهبران وابسته طراحي مي‌شود كه در دوره گذار خودشان بايد به منافع آمريكا اتصال داشته باشند.
اين مدل‌ها سبب مي‌شود ظرفيت سياسي جهان اسلام به طور مجدد در يك رويكرد پرابهام و پيچيده قرار گيرد و رهبران جهان اسلام بايد به يك بازبيني و بازتوليد ديگري از رويكرد بيداري و روش‌هاي بيداري روي آورند.
بازبيني و بازتوليد در زمينه رويكرد بيداري و روش‌هاي بيداري بايد در چه زمينه‌هايي صورت گيرد؟
چهار ساز و كار هيچگاه نبايد در اين باز توليد مورد فراموشي قرار گيرد، اصلي‌ترين نكته‌اي كه بايد مورد توجه قرار گيرد، توجه به وحدت بين شيعه و سني است، وحدت بين شيعه و سني همواره بايد مورد تاكيد عملي و نظري رهبران جهان اسلام و به ويژه حوزه علمي و ديني در جهان اسلام باشد.
هيچگاه نبايد اجازه داد كه دشمن از ابزار تفرقه براي در هم پيچيدن و به مناظره طلبيدن شيعه و سني در برابر يكديگر استفاده كند، رويكردي ديگر كه نبايد به فراموشي سپرده شود، تقريب بين مذهب در لايه‌هاي نخبگي و جريان‌هاي اجتماعي و سياسي است، نخبگان جهان اسلام مانند استادان، علما، نهادهاي اجتماعي و سياسي غير دولتي بايد بتوانند هميشه در قالب اجلاسيه‌ها و نشست‌هاي گوناگون در كنار يكديگر به مباحثه علمي و نظري بپردازند و سعي كنند تقريب بين مذاهب خودشان را به حداكثر برسانند، اين نوع ارتباط سبب مي‌شود كه از نفوذ جريان‌هاي انحرافي و وابسته به دستگاه‌هاي امنيتي و شبكه مستشرقيني كه به دنبال ايجاد دو دستگي بين نهادهاي اجتماعي و نخبگان اجتماعي و سياسي در جهان اسلام هستند، جلوگيري كند.
كاركرد سومي كه جهان اسلام بايد در ترغيب ظرفيت‌ها به آن توجه كند، توجه به ايجاد شبكه اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي است تا بتوانند ظرفيت فعاليت‌هاي توليدي خودشان را در آن قالب قرار داده و ارزش افزوده اسلام را در بين كشورهاي خود توزيع كنند.
به طور مثال بتوانند از شبكه توليد اقتصادي و محصولات فرهنگي در جهان اسلام در صادرات و واردات حمايت كنند اين شبكه نيازمند اين است كه دستگاه‌هاي سياسي و دولتي بتوانند بيشترين سطح تعامل و ارتباطات ديپلماتيك را با يكديگر داشته باشند و هيچگاه اين اصل را به فراموشي نسپارند.
متاسفانه اين رويكرد به دليل نفوذ و تاثيرپذيري رهبران كشورهاي مسلمان به قدرت هاي بزرگ هيچگاه نتوانسته شكل واقعي به خودش پيدا كند، زيرا قدرت‌هاي بزرگ توانسته‌اند بين منافع خود و رهبران در قدرت در برخي از كشورهاي اسلامي يك پيوستگي و اتصال دائم ايجاد كنند و متاسفانه شكستن اين پيوستگي و وابستگي به راحتي ممكن نيست بنابراين شاهد هستيد كه هميشه جريان‌ها و نهادهاي اجتماعي كه در ايجاد انحراف مذهبي يا تحريك احساسات جوانان مسلمان نقش ايفا مي‌كنند، تمام آنها ريشه در منافعي از قدرت دارد كه بيشتر منافع شخصي، قومي و طائفه‌اي است و منافع ديني، ايدئولوژيك و الهي نيست.
وظيفه نخبگان در احياي تمدن اسلامي در جهان اسلام چيست؟
نخبگان كشورهاي مسلمان بايد بتوانند در يك شبكه توليد نظريه، انديشه، ايده‌هاي جهان اسلام گرد هم بيايند و آنچه كه ما در داخل كشور تحت عنوان كرسي يا نظريه‌پردازي بر اساس اوامر رهبري به دنبال راه‌اندازي آن بوديم، اين مسئله بايد به سطوح جهان اسلام در لايه‌هاي مختلف دانشگاهي قابل تعميم باشد تا دانشگاه‌ها، ‌نخبگان و حوزه‌هاي علميه در سرتاسر كشورهاي اسلامي در يك شبكه علمي قرار گيرند و نظريات بومي، قرآني و‌ اسلامي را با رويكرد ارتقاي منافع جهان اسلام مطرح كنند.
اگر در كشورهاي اسلامي هر گونه فعاليتي بدون بنيان‌گذاري نظريه‌ها و ايده‌هاي اسلامي از سوي نخبگان انجام بدهيم، بدون ترديد در وحدت و تقريب ناموفق خواهيم بود زيرا مدل‌هاي همبستگي اجتماعي،‌ انسجام سياسي امروز در غرب در حال توليد است.
بهترين رويكرد اين است كه از همان جايي كه ايستاده‌ايد ايده‌ها و انديشه‌هاي ناب اسلامي را مورد توجه و توليد و اجماع قرار دهيد و يك حركت منجسم و هم‌افزايي در اين راستا داشته باشيم متاسفانه كمتر نشست و اجلاسي در اين زمينه توانسته كار عميق و جدي انجام دهد و به همين دليل آسيب‌ها و تهديدات گوناگوني اين رويكردها را مورد توجه قرار مي‌دهد اگر بخواهيم به صورت كاملا كاربردي و كارآمد به اين پديده نگاه كنيم نقش اول و جدي را در جهان اسالام بايد رهبراني به عهده گيرند كه سكان نظريه‌پردازي تقريب مذاهب و وحدت اسلامي را به دست گرفته‌اند، در اين نگاه آنچه كه در نزد اين رهبران بايد اصل قرار گيرد توجه به افزايش سطح وحدت، حوزه‌اي منسجم و رويكردهاي توسعه همبستگي در لايه‌هاي مختلف جهان ا سلام است.
بيداري اسلامي دشمن را به چه اقدامي وادار كرد؟
مرحله بيداري اسلامي كه پس از به قدرت رسيدن شيعيان در عراق و افزايش سطح نفوذ حزب الله در لبنان شكل گرفت، دشمن را به رويكردي رساند كه شاهد هجوم آن به جبهه مقاومت بوديم و استكبار و آمريكا را به مرحله‌اي رساند كه در سياست‌هاي خودش در خاورميانه تجديد نظر كند.
امروز شاهد شكل‌گيري رويكرد جديدي از نفوذ در سطح خاورميانه هستيم و به راحتي نمي‌توان اين مدل را به مدل‌هاي پيشين و گذشته آمريكا شبيه دانست، آمريكا از رويكردهاي انتقال قدرت، ظرفيت و عبور از ايدئولوژي جديد در حال استفاده است اين رويكردها بايد مورد تحليل و موشكافي قرار گيرد.
روش‌ها، مراحل، روندها و آينده‌اي كه آمريكايي‌ها در اين طراحي‌ها مورد استفاده قرار مي‌دهند بايد مواجه بديل‌هاي جهان اسلام شود و اين محقق نخواهد شد مگر آنكه نخبگان دانشگاهي،‌ بتوانند با موشكافي دقيق وقايع را رصد و تحليل‌هاي واقع‌بينانه‌اي را ارائه دهند و كارگزاران سياسي بي‌توجه به اين رويكردها تصميم‌گيري و تصميم‌سازي نكنند و پا به عرصه‌هاي عمليات و كارگذاري سياسي در سطح ملي، منطقه اي و جهان نگذارند.
انتهاي پيام/

49