ناتوی عربي | پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی و تحقیقات راهبردی

شما اینجا هستید

ناتوی عربي

 

مدت‌ها است که تشکیل «ناتوی عربی» و همبستگی نظامی بین کشورهای عربی شورای همکاری خلیج فارس مد نظر برخی از بازیگران عربی و غربی بوده است. در همین راستا در ماه‌های اخیر این طرح دوباره برجسته‌تر شده است. نوشتار زیر به این مسأله می‌پردازد.

 

ابعاد و گذشته همکاری نظامی ناتوی عربي

ایدۀ تشکیل یک ناتوی خاورمیانه‎ای (غرب آسیایی)، ایدۀ جدیدی نیست؛ آمریکا در سال ۱۹۵۵ «پیمان بغداد» را برای مقابله با خطر شوروی سابق طراحی کرد که البته با خروج عراق از آن به‌دلیل کودتا علیه نظام پادشاهی این کشور به سازمان پیمان مرکزی (سنتو) تغییر نام یافت. سنتو رسماً تا سال ۱۹۷۹ باقی ماند اما بعد از آن به‌دلیل برخی تحولات منطقه‌ای کارایی و اثربخشی خود را از دست داد. از زمان وقوع انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی ایران به دشمن کشورهای مرتجع عرب تبدیل شد. در نتیجه تلاش‌هایی جدی برای مقابله با نفوذ و قدرت‌یابی ایران با تشکیل شورای همکاری خلیج فارس در سال 1981 کلید خورد. هر چند این شورا بیشتر جنبۀ سیاسی داشت، اما با تشکیل «سپر جزیره» در حوزۀ نیروهای زمینی و «مجموعه امنیت دریایی 81» در حوزۀ دریایی، جنبۀ نظامی نیز به خود گرفت.

بنابراین تلاش کشورهای عربی برای تشکیل یک نیروی نظامی متحد همچون مدل غربی ناتو، به سال‌ها قبل باز می‌گردد و هر چند آن‌ها در حوزه‌ای مثل نیروهای سپر جزیره، موفق به ایجاد یک ائتلاف نظامی 5 هزار نفری با امکانات و تجهیزات مشترک شدند، اما ارزیابی عملکرد این نیروهای نظامی و جهت‌گیری کشورهای عربی عضو نشان می‌دهد موفقیت چندانی در عرصه عمل نداشته‌اند.

ادامۀ فعالیت این نیروهای نظامی با توجه به شرایط منطقه و نیز محل استقرار آنها همواره محل مناقشه بین کشورهای عضو بوده به‌طوری که در نوامبر 2005 «یوسف بن علوی» وزیر خارجۀ عمان اعلام کرد پس از سرنگونی رژیم صدام حسین در عراق دیگر نیازی به وجود چنین نیرویی در خلیج فارس نیست و طرح این مسأله در نهایت منجر به تغییر مکان استقرار نیروهای سپر جزیره از منطقه «حفر باطن» عربستان به هر یک از کشورهای عضو شد. تا کنون نیز هر چند کشورهای عربی با رهبری عربستان سعودی خواهان افزایش تعداد این نیروها و مداخله جدی آنها در مسائل و تنش‌های منطقه‌ای بوده‌اند، اما فعالیت این گروه نظامی به نمونه‌های خاص و غیرمؤثری همچون مداخله در بحران بحرین محدود شده است. نیروی دریایی مشترک اعراب خلیج فارس نیز بیشتر در حد یک اسم و آرزو باقی مانده است. حال هر چند قرار است همین کشورهای عرب با همراهی مصر و اردن و البته حمایت آمریکا «ناتوی عربی » را تشکیل دهند، اما چنین پیشینیه‌ای نشان می‌دهد اعراب خلیج فارس از اتحاد، یکدستی و ارادۀ کافی برای همکاری نظامی مشترک برخوردار نبوده و نیستند.

 

چالش‌های همکاری نظامی در ناتوی عربي

به نظر می‌رسد مهم‌ترین چالش‌های پیش روی تشکیل ناتوی عربی غیربومی بودن، نادیده‌گرفتن واقعیت‌های منطقه‌ای و البته وجود اختلاف نظرهای گسترده بین کشورهای عربی است. این مسأله که ناتوی عربی ایده و ابتکار یک کشور عربی نیست و  طراح و حامی اصلی آن ایالات متحده است که می‌‌کوشد با مداخله در سیستم امنیت منطقه‌ای حوزۀ خلیج فارس از ایجاد اتحاد بین کشورهای این منطقه جلوگیری و حضور و نفوذ خود را بین آن‌ها را تقویت کند، خود یکی از جدی‌ترین عواملی است که اصالت و اعتبار این طرح را نزد افکار عمومی کشورهای منطقه از بین می‌برد.

چالش بسیار مهم دیگر مواضع خودخواهانه و متکبرانۀ اخیر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در قبال عربستان است، وی می‌کوشد هر از چند گاهی برای افزایش محبوبیت خود در عرصۀ داخلی آمریکا از فشارها و تحقیرهایی که در نشست‌ها  و تماس‌های دوجانبه در حق مقامات عرب خلیج فارس روا می‌دارد پرده بردارد و از جمله افشا می‌کند که به مقامات سعودی گفته «باید پول بدهند تا مورد حمایت آمریکا باشند در غیر این صورت بیش از دو هفته دوام نمی‌آورند»، اما از این نکته غافل است که طرح چنین مسائلی هر چه بیشتر افکار عمومی جهان عرب را نسبت به مداخلات آمریکا در منطقۀشان حساس می‌کند و جلوی اجرایی‌شدن طرح‌های آمریکایی مثل ناتوی عربی را می‌گیرد.

بی‌توجهی این طرح به خطرات ناشی از دشمن دیرینه جهان اسلام یعنی رژیم صهیونیستی و تمرکز آن بر جمهوری اسلامی ایران که همواره به‌دنبال تنش‌زدایی و روابط مسالمت‌آمیز با همسایگان بوده از دیگر نقاط آسیب‌زننده به این طرح است؛ چرا که قدرت منطقه ای ایران و نفوذ آن در بین برخی کشورهای عربی می‌تواند به عامل تضعیف‌کنندۀ ناتوی عربی تبدیل شود. اما چالش مهم دیگر، تفاوت دیدگاه‌های کشورهای عربی نسبت به لزوم تشکیل و فعالیت این واحد نظامی است، در حالی‌که عربستان، امارات و بحرین از حامیان جدی این طرح هستند، مقامات کشورهایی همچون عمان که مناسبات دوستانه‌ای با ایران دارند، با دیده تردید به آن می‌نگرند. کشور قطر که بیش از یک سال است مورد تحریم کشورهای عرب همسایه قرار گرفته و هنوز هم مورد غضب آنها است، طبیعتاً نمی‌‌تواند مهره خوبی در این ائتلاف باشد.

کویت پس از جنگ با عراق تلاش کرده همیشه خود را دور از جنگ و درگیری نگاه دارد و با همه همسایگان رابطه نسبتاً مسالمت‌آمیز داشته باشد، شاید به همین دلیل است که «خالد الجارالله»، معاون وزیر خارجۀ کویت دربارۀ ناتوی عربی گفته است: «رایزنی‌هایی با طرف آمریکایی انجام می‌شود تا توضیحات بیشتر دربارۀ این طرح داده شود».  مصر که از زمان فروپاشی نظام پادشاهی، خود را رهبر جهان عرب می‌داند، حاضر نخواهد شد تحت فرماندهی عربستان سعودی قرار گیرد. اردنی‌ها هم کینه‌ای تاریخی نسبت به اعراب حوزۀ خلیج فارس دارند و می‌کوشند در مناسبات منطقه‌ای به زیر دست این کشورها تبدیل نشوند. با وجود چنین چالش‌هایی، به نظر می‌رسد ناتوی عربی حتی در صورت پیگیری آمریکا امکان موفقیت چندانی در عمل نخواهد داشت.

 

اهداف طراحان از طرح وحدت نظامی و ناتوی عربي

به نظر می‌رسد مهم‌ترین هدف آمریکا همان‌گونه که رئیس‌جمهور این کشور بدون رودربایستی اعلام کرده بهره‌برداری و جذب پترودلارهای کشورهای عربی از طریق امنیتی جلوه دادن خلیج فارس و فروش تسلیحات بیشتر به این کشورهاست. نکتۀ دیگر اینکه ترامپ که از به اصطلاح «سواری مجانی» کشورهای دیگر و سوء استفاده آنها از آمریکا برای تأمین امنیتشان می‌نالد، خود در بحث ناتوی عربی دقیقاً همین هدف را دنبال می‌کند و می‌کوشد با استفاده از کشورهای حوزۀ خلیج فارس، به دشمن و رقیب جدی‌اش در خلیج فارس (یعنی جمهوری اسلامی ایران) لطمه بزند و به واسطۀ ناتوی عربی ایران را تضعیف کند.

 

طرح ناتوی عربی و تأثیر بر جمهوری اسلامی ایران 

به نظر می‌رسد به دلایل مختلف طرح ناتوی عربی تأثیرات جدی و بلند مدت بر جمهوری اسلامی ایران نخواهد داشت؛ دلیل نخست این ادعا این است که یک سازمان یا نهاد منطقه‌ای زمانی می‌تواند تأثیرگذار باشد که اعضای آن از یکدستی و انسجام کافی برای مقابله با تهدیدات مشترک برخوردار باشند؛ این در حالی است که کشورهای عربی نه تنها در تعریف ایران به عنوان دشمن و تهدید اصلی جهان عرب و اسلام هم نظر نیستند، بلکه در عمل نیز برای مقابله با ایران سیاستهای واحد و یکدستی ندارند.

از سوی دیگر ناتوی عربی حتی در صورت تشکیل و موفقیت زمانی می‌تواند با کشوری مقابله کند که آن کشور دست به تجاوز و مداخله غیرقانونی در کشورهای دیگر زده باشد، این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران در طول حیات خود هرگز به کشور دیگری تجاوز نکرده و حتی مستشاران نظامی‌اش نیز تنها با درخواست مقامات کشورهای منطقه در این کشورها حضور دارند. چنین حضور قانونی در کشورهای منطقه بر اساس حقوق بین‌الملل مجاز بوده و ناتوی عربی و یا سازمان‌ها و نهادهای جدی‌تر از آن هم یارای مخالفت با آن را ندارند. بنابراین حتی چنان‌که ناتوی عربی شکل بگیرد ایران نگرانی از جانب آن نخواهد داشت.

 

آیندۀ همبستگی نظامی کشورهای ناتوی عربي

با توجه به چالش‌هایی که برای تشکیل ناتوی عربی ذکر شد، به نظر می‌رسد شکل‌گیری چنین نهادی در بین کشورهای عربی از چشم‌انداز چندان روشنی برخوردار نیست. چالش‎‌ اصلی کشورهای خلیج فارس نه ایران بلکه بیشتر مسائل داخلی و میزان مقبولیت و مشروعیت سیاسی آن‌ها است. اگر ایدۀ تشکیل ناتو در اروپا در سال 1949 با موفقیت همراه شد، دلیل آن یک‌پارچگی سیاسی و اقتصادی کشورهای اروپایی بود که به تشویق همکاری امنیتی انجامید؛ هیچ یک از کشورهای اروپایی حتی آلمان به رغم مزیت‌های اقتصادیش، از منظر ژئوپلیتیکی قادر به تسلط و غلبه بر دیگران نبود و دولت‌های اروپایی، دولت‌هایی دموکراتیک بودند که با رأی و مطابق خواست مردم انتخاب می‌شدند و بنابراین تصمیمات برون مرزیشان نیز از حمایت مشروعیت داخلی برخوردار بوده و هست. چنین ویژگی‌هایی در بین کشورهای عرب حوزۀ خلیج فارس به چشم نمی‌خورد و بنابراین ایدۀ تشکیل ناتوی عربی نیز از چشم‌انداز روشنی برخوردار نیست.

منبع تحلیل: مؤسسۀ آینده‌پژوهی جهان اسلام

ناتوی عربي

49