نظم نوين منطقه برمحور بي اعتمادي به آمريكا | Page 2 | پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه عالی دفاع ملی

شما اینجا هستید

سرعت تغيير و تحولات در منطقه غرب آسيا بيش از هر زمان ديگري، پيچيدگي ها، فرصت ها و تهديدات نويني را پديد آورده است. سياست هاي واقع گرايانه و منطقي جمهوري اسلامي ايران با تاكيد بر ارزش و كرامت انساني رفته رفته اثرات و جلوه هاي خود را نمايان مي كند تا آنجا كه «كيسينجر» نسبت به ظهور امپراتوري ايران هشدار مي دهد و «المريخي» وزير مشاور دولت قطر در مقابل تحريم كنندگان اين كشور، علنا ايران را دولتي «شريف» توصيف مي كند. روي ديگر سكه افزايش نفوذ ايران كه تاثير و تاثرات متقابل بر يكديگر دارد، افول و كاهش نفوذ ايالات متحده آمريكا در منطقه است.

مهم ترين طرح آمريكا و رژيم صهيونيستي در منطقه كه همان «پلن آ» يا خاورميانه بزرگ بود با شكست مواجه شد. بر اساس اين طرح قرار بود منطقه درگير جنگ هاي مذهبي شيعه و سني شده و در نهايت براي حل و فصل اين درگيري ها مرز بندي هاي جديدي در منطقه اعمال شود؛ نقش اصلي انجام اين طرح هم بر عهده گروه هاي تكفيري بويژه داعش قرار داشت.

تكرار مكرر كليدواژه «جنگ هاي 30 ساله» توسط استراتژيست ها و مقامات غرب و آمريكا گواه آشكاري است بر پيچيدگي و اهميت اين طرح نزد طراحان آن. در يك نمونه «ريچارد هاس» رئيس شوراي روابط خارجي آمريكا در يادداشتي در روزنامه فايننشال تايمز در ماه مارس 2015 نوشت: «خاورميانه در حال تجربه چيزي است كه به گمان من نسخه مدرني از جنگ هاي 30 ساله در درون و فراتر از مرزها با انگيزه هاي سياسي و ديني است». «جان كري» وزير وقت خارجه آمريكا نيز دسامبر 2015 در يك مصاحبه با نشريه آمريكايي «نيويوركر» گفت: «خاورميانه در آستانه جنگ 30 ساله قرار گرفته است!»

در حين اجراي «نقشه الف»، ايالات متحده به بهانه مبارزه با داعش در حال آماده سازي «نقشه ب» خود؛ آموزش و تسليح گروه هاي كرد در منطقه بود تا اگر نقشه اول با شكست مواجه شد به سرعت بتواند نقشه دوم را اجرا كند.
امروز ديگر براي ايالات متحده و اسرائيل محرز شده نقشه اول با شكست مواجه شده و بزودي كار گروه هاي داعش و القاعده در سوريه و عراق و لبنان پايان خواهد يافت. شكست زودتر از موعد و حدتصور نقشه آمريكا و صهيونيست ها در منطقه و هراس و كينه روزافزون آنها از پيروزي هاي جريان ضد داعش و نفوذ ايران در منطقه آنان را بر آن داشت نقشه دوم خود را كه جهت فعال سازي هنوز به بلوغ كامل نرسيده بود اجرا كنند.

همه پرسي كردستان عراق نقشه دوم آمريكا و رژيم صهيونيستي در جهت تقسيم كشورهاي منطقه است كه مرحله جنيني را طي كرده اما هنوز به بلوغ و آمادگي كامل جهت اجرا نرسيده بود، لذا در نهايت اين طرح آمريكايي - صهيونيستي نيز شكست خواهد خورد.

نكته جالب اينجاست كه در هر دو طرح، آمريكا و رژيم صهيونيستي بيش از پيش نفوذ منطقه اي خود را از دست دادند. طرح اول - جنگ هاي 30 ساله - باعث همگرايي و اتحاد بيشتر محور ايران- عراق- سوريه و در مرحله بعد ورود روسيه و همگرايي بيشتر روس ها با اين محور شد. در طرح دوم تقسيم منطقه نيز آمريكا و اسرائيل بازنده ميدان هستند؛ چه اينكه با اجراي طرح دوم، تركيه نيز به محور ايران -روسيه - عراق - سوريه نزديك تر و همگرا تر شد.

همگرايي و همكاري سريع ايران و تركيه پيرامون همه پرسي استقلال كردستان نيز فراتر از حدتصور و پيش بيني اسرائيل و آمريكا بود تا آنجا كه «سيما شاينه» كه به اقرار روزنامه «يديعوت آحارانوت» از تحليلگران ارشد موساد است 5 مهرماه در يادداشتي در مركز مطالعات امنيت اسرائيل با اشاره به بهبود روابط روسيه و تركيه با ابراز نگراني شديد از پيامدهاي نزديكي تركيه و ايران براي اسرائيل، تاكيد كرد توسعه روابط ميان ايران و تركيه، مناقشه ميان آنكارا و تل آويو را وخيم تر كرده و از نفوذ اسرائيل در منطقه مي كاهد.

«عاموس گيلعاد» ژنرال ذخيره ارتش اسرائيل نيز 10مهرماه ضمن مخالفت با آشكار شدن حمايت هاي علني تل­آويو از كردستان و دقت در گام برداشتن با چراغ روشن در اين مسير به صراحت گفت: « مطمئن نيستم كردها به حمايت هاي علني ما نياز دارند؛ اين مساله موجب اتهام عليه ما مبني بر اين مي شود كه حامي كردها و همه پرسي آنها هستيم. اين امر موجب مي شود گفته شود ما تهديدي عليه ايران، تركيه، سوريه و عراق هستيم و اين موضوع ممكن است موجب اتحاد آنها عليه ما شود. اتحادي كه به سادگي ميسر خواهد بود».

از سوي ديگر رفتار غيرصادقانه و مزورانه آمريكا با تركيه در موضوعات مهمي چون كودتاي نافرجام در تركيه و عدم تحويل گولن به تركيه توسط آمريكا، اتهام پولشويي آمريكا به برخي مقامات سابق تركيه و تسليح كردهاي سوريه به سلاح هاي سنگين به رغم مخالفت هاي تركيه، منجر به بي اعتمادي بيش از پيش تركيه به واشنگتن و تغيير زاويه نگاه تركيه به مسائل منطقه شده است. همكاري تركيه با ايران و روسيه در مذاكرات آستانه و تحولات سوريه گواهي بر اين تغيير رويكرد است. اظهارات مهم اردوغان پس از بازگشت از تهران بيشتر و بهتر گوياي نگاه جديد تركيه به منطقه است: «مي كوشند ما را از داخل و خارج محاصره كنند. چون پيراهني را كه براي ما دوخته شده بود پاره كرده و دور انداختيم، هدف قرار مي گيريم (اشاره به كودتاي نافرجام). اين جغرافياي قديمي كه ما نيز در درون آن قرار گرفته ايم، دوره بسيار حساسي را سپري مي كند. اهدافي كه در اين دوره تعقيب مي شود نيز عبارت است از تجزيه كن، تقسيم كن و سپس حكومت كن. اين روش بار ديگر در منطقه ما به كار گرفته شده است».

در ضلع ديگر، روسيه در راستاي گسترش نفوذ منطقه اي خود كوشيده است با نمايش قدرتي قابل اتكا و اعتماد و توجه به خط قرمزهاي متناقض كشورهاي منطقه و بر اساس احترام متقابل، به بهترين نحو از كاهش نفوذ منطقه اي آمريكا بهره برداري كند. گسترش روابط با تركيه و حتي فروش «اس400» به اين كشور تا نخستين سفر يك پادشاه سعودي - نزديك ترين متحد آمريكا در منطقه - به مسكو و قرارداد هاي انرژي و نظامي با عربستان به رغم تحريم هاي آمريكا عليه روسيه، همگي پيام هاي آشكار و مهمي است كه حكايت از افول بيش از پيش آمريكا در منطقه و افزايش بي اعتمادي به آمريكا دارد.

اين تغييرات به نحوي آشكار است كه خبرنگاري از سخنگوي وزارت خارجه آمريكا پرسيد: «پادشاه عربستان سعودي به مسكو سفر كرد و همزمان، رئيس جمهور تركيه هم به تهران رفت. هر دوي آنها متحدان پايدار آمريكا هستند؛ آيا شما احساس نمي كنيد متحدان آمريكا دارند به نوعي از اين كشور جدا مي شوند و به سمت كشورهاي ديگر مي روند تا شايد، ائتلاف هاي جديد تشكيل بدهند؟» و خانم سخنگو پاسخ مي دهد: «اين ديپلماسي است».
البته اين نكته مهم را بايد در نظر داشت كه محور آمريكايي - صهيونيستي كماكان نفوذ خود را داشته و نبايد در كوتاه مدت انتظار نتايج و تغيير رفتارهايي بيش از اين را داشت. آنچه مشخص است بايد با كنترل و نظارت مستمر بر الگوي رقابت- همكاري ايران، روسيه و تركيه در كنار افول ايالات متحده، روند صعودي همكاري ها را ادامه داد. به قول نشريه «فارين پاليسي» آمريكا، واي از روزي كه مثلث ايران، روسيه و تركيه شيريني اين همكاري و رفاقت سه گانه را بچشند!

نظم نوين منطقه برمحور بي اعتمادي به آمريكا

49